گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۶

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

روزی که در فراق جمال تو بوده ام

گریان در اشتیاق وصال تو بوده ام

هر سو که رفته ام بهوای تو رفته ام

هر جا که بوده ام بخیال تو بوده ام

هر گه شکر لبی بکسی کرد گفتگو

در حسرت جواب و سؤال تو بوده ام

جایی که داغ بر ورق لاله دیده ام

آنجا بیاد عارض و خال تو بوده ام

چون کرده ام نظاره قد بلند سرو

در آرزوی تازه نهال تو بوده ام

القصه، رخ نما، که هلالی صفت بسی

مشتاق آفتاب جمال تو بوده ام


ساغر