شعیب حازم
تاریخ پیوستن: ۸م خرداد ۱۴۰۰
سلام و دورد و وقت بخیر! شعر دوست
| آمار مشارکتها: | |
|---|---|
حاشیهها: |
۱۳ |
شعیب حازم در ۲۹ روز قبل، سهشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۳۶ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸۷:
در لاف حلقهزنان مزن به ترانههای بیان کج
که مباد خندهنما شود لب دعوتت ز زبان کجز غرور دعوی سروری به فلک نمیرسدت سری
سر تیغ بهدر آوری که خم است پیش فسان کجنه غبار جادهٔ معصیت نه شدیم محرم عافیت
به کجاست منزل غافلی که فتد به راهروان کجستم است بر خط مسطر از خم و پیچ لغزش خامهات
ره راست متهم کجی نکنی ز سعی عنان کجخلل طبیعت راستان نشود کشاکش آسمان
رخدنگ جوهر راستی نبرد تلاش کمان کجمن بیدل از طرق ادب نگزیدهام ژندهدامنی
که ز لغزش ابله را شود قدم اولین گمان کج
شعیب حازم در ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۵۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸۶:
سلام و درود دوست !که خط مرا می خوانی . برداشت من از بیت اول.
«حُقّه» در فارسی دو معنا دارد: یکی فریب و نیرنگ، و دیگری جعبه یا صندوقچه.
در شعر، معمولاً دهان را به «حقّه» تشبیه کردهاند؛ جایی که سخن از آن بیرون میآید.ز حُقّهٔ دهانش هر گه سخن برآید
آب از عقیق ریزد، دُرّ از عدن برآید.اگر «حُقّه» را به معنای فریب بگیریم، بیت معنای درستی پیدا نمیکند، چون فریب با دُرّ و عقیق، که نشانهٔ پاکی و ارزشاند، همخوانی ندارد.
اما اگر آن را جعبه یا خزانه بدانیم، دهان در اینجا چون گنجینهایست پُر از سخنان نغز و اندیشههای زیبا.با این حال، بیدل در نگاه خود یک گام فراتر میرود.
او وقتی از «حقّهٔ دهان» سخن میگوید، تنها به ظاهر دهان اشاره ندارد، بلکه به درون آن — به حلق و حنجره، به سرچشمهٔ صدا — نظر دارد.
شعیب حازم در ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴۳:
دورد و وقت بخیر رضا جان! بلی کمیت همان اسپ با رنگ مخصوص آن .. پشت خط را باید خواند - اسپ استعاره است به اندیشه .... حرمت
شعیب حازم در ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۶:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴۳:
«آن کمیت عربی را که فلکپیمای است، وقتِ زین است و لگام است، چرا نَنگیزیم؟» کمیتِ عربی، همان اندیشهی عربی است؛ فلسفهی محمدی که بر پایهی وحی بنا شده و پروازش تا معراج معنا میگیرد. این اندیشه زین دارد و لگام نیز؛ پس چرا ما بر آن نتازیم؟
شعیب حازم در ۷ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۲۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۵۰:
شعله : استعاره از خط /نامه
نهال از قلمت گلشن کاغذ
یعنی نوشتهات چنان زنده و پرشکوه است که صفحهی بیجان کاغذ را به باغی زنده تبدیل کرده.
دود از خط مشکین تو در خرمن کاغذ
خط مشکین - سیاهی با خوش بوی یا سیاهی پراز محتوا.
وقتی تو نامه ات را خواندم، سیاهی خطت چون دودی لطیف از خرمن کاغذ برمی خاست — یعنی گرمای قلمت، کاغذ را میسوزاند و از آن دودِ معنا برمیخیزد.
شعیب حازم در ۹ ماه قبل، شنبه ۸ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۲۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۹۰:
جنون الرحیلی : جوشش اضدادی! اندیشه علمی فیزیک شناخته شده ... این بیت هم برای دلیل .. بیدل پزشگ گرایانه نگریسته . نفس هر پر زدن خون دگر در پرده میریزد
شعیب حازم در ۹ ماه قبل، جمعه ۷ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۴۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۹۰:
با دورد و سلام . این غزل در لایه آخر بوی خیام دارد. اما با هوشداری از دانش و دانستند که عام اندیشه دگر داردند . شعر پر از ندا و سوال است . هوس پیمای فرصت : هوس اندیشه تفکر - پیما پیموند - فرصت لحظه : اندیشه که در حال در گذر است ٬ لحظه که اندیشه می کنی که گرد از هستی ( کلفت) هستی و می دانی که مرگ پایان نفس کشیدن است . با امید انکه شراب آسایش خواهی در جنت خورد اما شراب تازه رسیده مزه لذت بخش نه دارد. باید به دانش و سعی وعمل و شناخت بیابی که آن عشق بی نشان آن قدرت بی نام که عدم خواندنش هم جرس دارد که به جای برود عدم هم در عدم بی مرز . ندامت و نادانی دیگران را می داند که حتمن مگس اندیشه می شوند.
شعیب حازم در ۹ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۳۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۲:
با عجز!
هیچ موجودی به عرض شوق ناقصجلوه نیست
ذره هم در رقص موهومی که دارد کامل است....
موجودات : وجود بوده ها .( از ذره و آدم آفتاب )
عرض شوق : قانون هستی -میل ذاتی
رقص موهومی - علل ها - بودن
به قول حافظ هیچ خطا در قلم صنع نرفت - در قانون هستی هیچ چیز -بد و خوبی- جلوه دارنیست
. این دم و باز دم هم اختیاری نیست. بلکه تابع قانون است . حتی گرد باد ها هم درمدار ها و در قانون .
باآنکه کلمه ها بار عرفانی دارند . اما بار حقیقت بینی آن بیشتر جلوه گرست . یعنی نکاه علمی بافت فکری بیدل است.
شعیب حازم در ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۱۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۷:
«ابروی معمار چینی» کنایه از دقت، ظرافت و حتی نقص- ابروی کمان دارد.....
در بنای رنگ ما گرد شکست امروز نیست
ابر وی معمار چینی داشت در تعمیر ما
شعیب حازم در ۵ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۲۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۱:
اینکه عنقا در طول عمر اش تا به کجا ها پر شکسته و هر شکسته پر منزل شده برای پرواز خیال ، برای همه گان معلوم است .
به پندار من یکی از پر های شکسته عنقا ، پیام آوری “ توانانی و بزرگی “ است .
و در این غزل حضرت بیدل توانایی انسان را و عظمت زمین را به بال عنقا شکسته !
شعیب حازم در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۹ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
با حرمت / فکر می کنم اینجا خدا قافیه است تا مفهوم . و یک قسم/ سوگندی
(( به خدا قسم ( سوگند ) که راست می گویم ))
روزگار را می بینم / از زبان استفاده می کنم ..
شعیب حازم در ۱۰ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۰۶:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۹:
بیت 4 : برای آرامش مردم تو قوت دل هستی در پهلوی ( کنار ) چشم و گوش و دل و فهم ٬
شعیب حازم در ۲۹ روز قبل، سهشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۵۶ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴۲: