گنجور

حاشیه‌های سجاد کیهان

 

سجاد کیهان


سجاد کیهان در ‫۶ ماه قبل، چهار شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:

##مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست
چه چیزی از یک دائم المست انتظار داری! سر فرود آوردن! پیمان نشکستن! یا صلاح کار دانستن!!
##که به پیمانه کشی شهره شدم روز الست
منی که مشهور به شراب خواری و مستی ام
##من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق
همان زمانی که راز هستی رو فهمیدم(در سایه عرفان و عشق و شراب = اشاره به تحول فکری حافظ دارد)
##چارتکبیر زدم یک سره بر هر چه که هست
فاتحه همه ی دانسته های قبلی و عرفی جامعه عوام رو خوندم( دست از اشتباه کشیدم)
##می بده تا دهمت آگهی از سر قضا
میخوایی بدونی از کجا آمده و به کجا میرویم؟! جامی شراب بده تا بگویم برایت
##که به روی که شدم عاشق و از بوی که مست
اینکه چگونه و با چه نکته ای اینگونه متحول شدم ( را برایت بگویم)
##کمر کوه کم است از کمر مور این جا
حتی ذره ای هم شک نکن که ...
##ناامید از در رحمت مشو ای باده پرست
از باده پرستی و عشق بازی و دوری از توهمات دین هرگز پشیمان و ناامید نمی شوی
##به جز آن نرگس مستانه که چشمش مرساد
تنها با نگاه زیبای تو ای نرگس مست کننده ی من ( زیبا روی من)
##زیر این طارم فیروزه کسی خوش ننشست
مگر میشود زیر این آسمان آبی و زیبا نشست؟! هرگز!
## جان فدای دهنش باد که در باغ نظر
جان من به فدای لبها و دهنان تو که در باغ نظر دیده ام ( استعاره ها پیشکش شما خواننده گرامی)
##چمن آرای جهان خوشتر از این غنچه نبست
اگه جهان خالق و نقاشی مشخص داشته باشد!( که ندارد و هرچه هست از انتخاب طبیعی است) بهترین نقشش و خلقش غنچه لبان توست و کام دلربای تو.. معشوق زیبایم
##حافظ از دولت عشق تو سلیمانی شد
عشق با فر و شکوه تو تمام و کمال همه ی دنیای من است و من مث سلیمان افسانه ای احساس سلطانی و همایونی دارم
##یعنی از وصل تواش نیست به جز باد به دست
افسوس که داشتن زیبا رویی مثل تو افسانه و خیالات است همانگونه که سلیمان نیز افسانه است و هیچ!