گنجور

مفردات

 
غبار همدانی
غبار همدانی
 

شمارهٔ ۱: بوی آن موی معبر باز برد از هوش مارا - یار مستی میکشند این میکشان بردوش مارا

شمارهٔ ۲: از دست گلچین بی روی گل ماند - چون پای بلبل در دیده ام خار

شمارهٔ ۳: نزدیک شد که مردم چشمم به جای اشک - در انتظار دوست به دامن روان شود

شمارهٔ ۴: این قامت رعنای تو این خانۀ ویران من - سرو سرای روستا طاووس خانۀ خار کن

شمارهٔ ۵: گرچه دانم ز اشک خون باران من - لاله خواهد رست از بستان من