شمارهٔ ۷۰ - نامة ای است از قائم مقام به میرزا محمد بروجردی
جاء الکتاب فجائنی روح و ریحان وراحه
مما حوی نکت البلاغه والبراعه والفصاحه
جمعت صحیفتک الشریفه بالکنایه والصراحه
بین اللطافه و النظافه و الظرافه و الملاحه
ما کان فیها سیئی لولم یکن فی الاستماحه
اقصر فان الاستماحه اس بنیان الوقاحه
ماذا یضرک انارحت اخا و نفسک مستراحه
قد وصلت بی رقعه ظریفه فی بقعه شریفه مرسله من اسم النبی الی کنیه موصله قلب الشجی الی منیته واقعه فی العین محل السواد راقعه بالرفق خروق الفواد فو ثبت علیها و نظرت الیها نظر الصب الکئیب علی وجه الجیب اذا کان الوصل بعد الصدود، والصد بعدالعهود، مازلت امتع فکری بها و ارجع ذکری لها و اردد طرفی فیها متفکرا فی کنه معانیها متحیرا فی وجه غوانیها تنتقل عینی فی کل ساعه و دقیقه من حدیقه الی حدیقه و یطیرالقلب من غصن و من شجره الی شجره و یسطعم ثمر ابعد ثمر و ماهی الاریاض ذات ترتع فیه للقلوب و المهج و جنات ذات فواکه و اثمار تستلذ منه الطباع و الافکار و ما اناالاکابی عائل جوعان حضر علی مائده السلطان یعطف من ادام الی ادام و یاکل من طعام بعد طعام جاهلا بما یاکل و یطعم انظر الی خط کانه جنج طاوس اوصدغ عروس فاعطف عن لفظ کانه لحظ غزال ام لیل وصال ثم اتبغی کشف القناع و اهوی الوقوف والاطلاع علی باطن حجله العرایس و حجره النفایس فشغلنی دقاق المعانی عن قاق الالفاظ تاره اشکر سعی اخ العزیز و فضل انعامه و اخری یسکرنی شوق کلامه و ذوق مدامه فاصبح متقلبا بین السکر و الشکر و لاادری فیم اطمع ومم اقنع ابیدیع البیان عن صنیع البنان ام بجلو المطایبه عن حسن المکاتبه او بصریح الروایات عن فصیح الکنایات ام تلمیح الاشارات و تنقیح العبارات.
به چه عضو تو زنم بوسه نداند چه کند
بر سر سفره سلطان چو نیند درویش
کانی رزقت الحج و دخلت البیت فرایت قبلة کل ما رایت اووردت بباب سلطان الملوک و امام الانام فشهدت ملکا و اماما فی کل محل و مقام و اسئل الله التوفیق و اشکره فیما اقدرو اطیق علی ما رزقت خیر الکلام من خیرالکرام.
تا بدینجا آن چه مسطور شد، مستور نیست که خود پسندان را دام دل و کام عقل است. خلاف خردمندان که بحکم خرد، نیک را از بد شناسند و باطراء و اطراب مغرور و مسرور نگردند.
حضرت صاحب رقعه که خود را در فهم و ادراک از اوج افلاک برتر شمارد، همان بکه از کتاب خود بجواب حقیر کفایت کند و مکتوب مرسل، مکتوم و مهمل گذارد تا ارباب نظر از مطالعه آن بمعاتبه برنخیزند و هر دو از لوم لائمان در امان مانیم.
سبان اله اگر این مرد را عقل و تمیزی بود چگونه از چون منی که:
ارجح فلسی علی نفسی و وجهی علی قلبی و صره عینی علی قره عینی و بدره فضتی علی بهجه مهجتی. آمل کرم وسایل درم میگشت. والعجب ثم العجب سئل منی دیباج الصین و نفایس قسطنطین یا فاجرما انا بتاجران حضرک نقد فعلیک بسوق التجاره والا فعلی سنک الحجاره.
و بنده حقیر که در جرک ممالیک محسوبم و در حضرت نیابت بچاکری موصوف و منسوب، عمری است که از دربار معدلت والا بدرگاه اعلی مأمور گشته و مهام چند در عهدة اهتمام دارد که:
بهضنی حملها و تکادنی ثقلها. فرصت کو، مهلت کجا، که مزوری چند را بمزخرفی چند جواب فرستم تا بر رقعه مجهولی صره معلومی فشانم.
استر رقعتک فی ثقبتک و لا تطمع فی مال احد اذاالم تعاونه بلسان اوبید و اعلم اننی بعد ورودی بهذی البلد عرضت مهمی علی امناء السلطان و استعنت الاعوان والاخوان فمازلت متفقا لهم مشفقا علیهم منفقا بهم منقطعا الیهم و افتح راحه تلزم السماحه و تعشق الاستماحه و یبقی الکف و ملقی السجود و تسرف فی صرف الاجناس و النقود و الزم بابهم فی کل باب و اسئل حاجتی بالابتهال حتی وجع رجلی و خرق نعلی و وهبت کل ماکسبت فی عمری و اهلکت کل املکت و بذلت کل ما حصلت و لم یحصل شیء الافرط الندم و جرح القدم و انتبهت من رقدتی ومنامی بعد خوی کیسی و خلوکاسی و علمت ان البخل فی موقعه احسن من البدل فی غیر موضعه مالی و بذل المال علی فئه ذات خصال احسنها الکذب و المطال جربتکم ایها الاخوان و وقفت علی حیلتکم و مکنون مقالتکم خوت الدار خویا خلت من اهلها. والسلام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، نویسنده به بیان احساسات و تفکرات خود نسبت به یک نامه و دوستانش میپردازد. او به زیبایی کلمات و معناهای آنها اشاره کرده و از لذتهای ادبیات و بلاغت سخن میگوید. همچنین، نویسنده احساسات عمیق خود را نسبت به دوستی که نامه را ارسال کرده، ابراز میکند و به یادآوری لحظات خوب و شیرین میپردازد.
او در ادامه به وضوح از شدیدترین احساساتش درباره دوستی، همچنین از درد و رنج جدایی سخن میگوید و تأکید میکند که گاهی در زندگی باید از شوق و امید به یادگیری بهرهمند شد.
نویسنده به انتقاد از اثرات منفی بخلی و عدم بخشش میپردازد و به این نکته اشاره میکند که در زمانهای سخت، انسان باید روشنفکر باشد و از فرصتها استفاده کند. او به مشکلاتی که در زندگی با آن مواجه بوده و تلاشهایش برای یافتن کمک و حمایت اشاره میکند، و در نهایت به اهمیت دوستی و همکاری نیز تأکید میکند.
این متن پر از احساساتی چون شکرگزاری، افسوس و دوستی است که به زیبایی در قالب ادبیات بیان شدهاند.
هوش مصنوعی: کتاب آمد و روحی تازه و خوشبو و آرامش به من بخشید، زیرا در آن نکات بلاغت، هنر و فصاحت نهفته است.
هوش مصنوعی: گروه شما، مانند کتابی با ارزش، پر از نکتههای زیبا و صریح است که در عین لطافت و پاکی، جذابیت و دلنشینی خاصی دارد.
هوش مصنوعی: هیچ بدی در این موضوع وجود ندارد، مگر این که درخواست پوزش به طرز ضعیفی ابراز شود، چرا که ابراز پوزش یکی از ارکان بیپروایی و جسارت است.
هوش مصنوعی: چه چیزی برایت ضرر دارد اگر برادرت آرامش یابد و تو نیز در آرامش باشی؟
هوش مصنوعی: من به یک نامه زیبا و ظریف در یک مکان مقدس رسیدم، که از نام پیامبر به کنایهای اشاره دارد که دل دردناک را به سرنوشتش متصل میکند. این احساس در چشمانم نمایان است و مانند دلی که میخواهد به بیداری برگردد، هست. وقتی که ارتباط با کسی بعد از جدایی دوباره برقرار میشود و جدایی بعد از عهد و پیمان، در ذهنم غرق در تصور او هستم و یادش را مرور میکنم. مدام به چهرهاش فکر میکنم و حیران معانی زیبای کلماتش هستم. چشمم در هر ساعت و دقیقه از یک باغ به باغ دیگر میگردد و دلم از شاخهای به شاخهای دیگر پرواز میکند و ثمرههای شیرین را میچشمد. این باغها جایی برای دلها و روحها هستند. من همچون کسی هستم که در سفرهی سلطانی نشسته و غذاها را یکی پس از دیگری میچشد، بدون اینکه بدانم چه میخورم. نگاه من به خطی است که شبیه دم طاووس یا پیشانی عروسی است. میخواهم پردهها را کنار بزنم و به رازها و زیباییهای نهفته نگاه کنم. گاهی شکرگذار زحمات برادر عزیزم هستم و گاهی شوق صحبت او مرا مست میکند. من بین شادی و شکرگزاری در نوسان هستم و نمیدانم به چه چیزی امیدوار باشم و از چه چیزی راضی. آیا باید به زیبایی کلام تکیه کنم یا به جذابیت نامهها یا به وضوح روایتها و کنایهها و اشارهها؟
هوش مصنوعی: به کدام بخش از وجودت بوسه زنم که نمیداند بر سر سفرهی پادشاه چه میگذرد، مانند درویشی که در حالتی است و چیزی به دست نمیآورد.
هوش مصنوعی: با ورود به خانه و دیدن قبله، همه چیز را مشاهده کردم و به درب پادشاه و پیشوای مردم وارد شدم. در هر جا و مکانی شاهد سلطنت و رهبری بودم. از خداوند توفیق میطلبم و بابت نعمتهایی که به من داده، شکرگزارم. این بهترین کلام از بهترین افراد است که نصیب من شده است.
هوش مصنوعی: تا اینجا گفته شد، واضح است که کسانی که به خودپسندی معتادند، به دام احساسات خود میافتند و از عقلانیت خود دور میشوند. اما خردمندان بر اساس عقل و تفکر، نیکی را از بدی تشخیص میدهند و فریب احساسات و شور و شوق زودگذر را نمیخورند.
هوش مصنوعی: حضرتی که خود را در فهم و درک، بالاتر از همه در نظر میآورد، از کتاب خود به اندازه کافی برای پاسخگویی به حقیر استفاده کند و نامهای که ارسال کرده است را بدون اینکه به علاقهمندان توجهی شود، به حال خود رها کند تا دیگران نتوانند از آن بهرهبرداری کنند و در نهایت، هر دو از سرزنش دیگران مصون بمانیم.
هوش مصنوعی: اگر این مرد عقل و فهم درستی داشت، چگونه ممکن است از کسی مثل من که:
هوش مصنوعی: بهتر است روح و دل را بر هر چیز دیگر مقدم بداریم و چشم و نظر را به دل و احساسات خود ترجیح دهیم. همچنین، هر چیزی که به زیبایی و خوشبختیام اضافه کند را مهمتر از اشیای مادی میدانم. در این بین، در جستجوی وسایل و امکانات مادی بودم. اما چه شگفتآور است که وقتی از من در مورد پارچههای گرانبها و اجناس نایاب سؤال کردند، من فقط به تجارت واقعی و مناسب فکر کردم. اگر نیت خرید ندارید، بهتر است به دنیای کسب و کار نپیوسته و به جای آن، به دنبال چیزهای باارزشتر باشید.
هوش مصنوعی: من که خود را در زمره افراد دارای مقام میدانم و در حضور نمایندهای از مقام عالی به خدمت مشغول هستم، سالهاست که در دربار عدالت با احترام و وظیفه شناسی خدمت کردهام و چندین مسئولیت را در این راستا بر عهده دارم.
هوش مصنوعی: بار سنگینی را به دوش میکشم و در کنار آن، دشواریها را نیز تحمل میکنم. زمان کجاست، چه زمانی برایم باقی مانده است که بخواهم به بیهودهگوییهای چند نفر پاسخ دهم تا بتوانم حقایق معینی را بر روی صفحهای ناشناخته بگویم؟
هوش مصنوعی: در این متن، نویسنده به دیگران توصیه میکند که از دخالت در مسائل مالی دیگران پرهیز کنند و تنها به خود و کارهای خود بپردازند. او تجربههای خود را در کمک به دیگران و تلاش برای برقراری ارتباط با حکام و دوستانش بیان میکند و از احساس ندامت و آسیبهای ناشی از این تلاشها سخن میگوید. نویسنده به اهمیت محتاط بودن در سرمایهگذاری و کمک به کسانی که دارای ویژگیهای ناپسند هستند، اشاره میکند و تجربهاش از بیفکری و خدمات بیپاسخ را با دیگران در میان میگذارد. او از حسی از تنهایی و ناپایداری در روابطش با دیگران یاد میکند و در نهایت با سلامی کوتاه متن را به پایان میرساند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.