لک الحمد یا ذلامجد والجود والعلی
تبارکت تعطی من تشاء و تمنع
ملکا ما را از دام هوا رهائی ده و براه هدی رهنمائی کن. همه بغفلت خفته ایم و به حیرت آشفته. به کرامت مددی فرست، به عنایت نظری فرمای که کاری از دست رفته داریم و پائی در گل فرو مانده. مدت عمر عزیز منقضی شد، فرصت وقت شریف مغتنم نیامد.
اکنون شب فراق در پیش است و روز تلاق در پی. نه بضاعت طاعتی در کف میبینیم، نه توفیق عبادت در خود. جهانی گناه آوردیم و در تو پناه امن یجیب المضطر ادا دعاه، کیف تویسنا من عطائک و انت تامرنا بدعائک وسپاس و ستایش ترا در خور است که مشت خاک را جان پاک دادی، گوهر دل در پیکر گل نهادی، خرد را در عالم جان مالک امر و فرمان کردی. دانش را در ملک خرد مطاع و مبسوط الید داشتی. پس مایة توانائی مرتب نمودی که پنجه دانش قوی کند و احکام خود بامضاء رساند تا حدود حواس و قوا از هجوم هوس و هوا محفوظ ماند و خانه دل از تعرض بیگانه محروس، سبحانک رب البیت تبارکت و تعالیت و هر یکی از این ها برای ما نعمتی است و ما را از تو منتی که شکر آن در بیان نگنجد و شرح آن بزبان نیاید. یا رب چنان که نعمت روان عطا کردی، مکنت توانائی کرامت فرمای که شکر نعمت ها گزاریم و باب رحمت ها گشاییم. یا الهی و ربی و سیدی همه را چشم امید بدرگاه تو باز است و دست نیاز برحمت تو دراز، ما بندگان عاصی که:
بر لوح معاصی خط عذری نه کشیدیم
پهلوی کبایر حسناتی نه نوشتیم
اگر چه هر چه ناکردنی بود کردیم و هرگز بر جرم خویش عذری پیش نیاورده، ولی تا نقش لاتقنطوا حرز قلوب داریم و عین یقین به؛ ان الله یغفر الذنوب اگر اطباق آفاق بکبائر زلات انباشته سازیم و جراید ایام بجرایم و آثام بنگاشته، شاید که با افزونی لطف تو با انبوه جرم خود باک نداریم.
لولا ما حکمت بمن تعذیب جاحد یک وقضیت بمن اخلاد معاند یک لجعلت النار کلها بردا و سلاما و ماکان لاحد فیها مقرا و لا مقاما
همه از تو فضل و مکرمت زیبد و از ما عجز و مسکنت، از عبد ذلیل جز خطا نیاید بر رب جلیل جز عطا نشاید. عبادت بندگان عذر و پوزش است، خاصه خداوندان عفو و بخشش.
باران عفو باربر این کشت، سال ها است
تا بر امید وعده باران نشسته ایم
نه از وعد رحمت مأیوس میتوان بود، نه از وعید نقمت مأمون میتوان شد. بیک سو کاخ غفاری افراخته اند و یک سو نار قهاری افروخته و از هر طرف غلغل، ان الابرار لفی نعیم – و ان الفجار لفی حجیم انداخته. قومی بعشوه عاجل در عیشند و قومی بوعده آجل در طیش. دل ها در هوس دنیا بسته، تن ها در طلب عقبی خسته. خنک آن که زین هر دو رسته دارد و دل بیاد یکی پیوسته.
راجبا لقاء ربه، انسابداء حبه، نائیا عن دواء قلبه، و دائه بدائه بقائه فی فنائه. حیوه فی هوائه یا من ذکره شفاء و اسمه دواء و طاعته غنی ارحم من رأس ماله الرجاء و سلاحه البکاء
ما حیرت زدگان که جرمی به امید رحمت کرده ایم و عجزی در مقابل قدرت آورده، دلی در خوف و رجاء داریم و دستی بر دامن التجاء.
فردا که هر کسی به شفیعی زنند دست
ماییم و دست و دامن اولاد مصطفی ص
نحمدک و نشکرک علی ما اولیت من نعمک و اسبغت من کرمک و ارسلت من رسلک و اوضحت من سبلک و انزلت من کتابک و اجزلت من خطابک
پیمبران پاک روان از فرای قدس بسرای انس روان کردی که زمره بندگان را از تپه غوایت براه هدایت دعوت کنند و ما را از جمله طبقات امم بفر دعوت و شکوه بیعت رسولی مختار، مصطفی رتبه اختصاص و اصطفی دادی که خواجه هر دو عالم است و مفخر نسل آدم. لمعه نور احد و هستی جان خد و مایة روان دانس و علت وجود آفرینش. اولین نفخه بستان جود، نخستین رشحه بنان وجود، عقل شریف کل، شاه هداه سبل، ختم جمیع رسل، محمد محمود مسعود علیه سلام الله الملک الودود و علی آله العز المیامین و اصحابه الطیبین الطاهرین سیما و لیک و ما صارمک و وصیه و صاحبه یدالله القاهر، وجه الله الزاهر حسام شهر بالحق، امام نطق بالصدق، همام حکم بالعدل، غمام سجم بالفضل آیت جلال یزدانی، غایت کمال انسانی، کتاب ناطق خدا سحاب ساکب ندا، علی ولی مرتضی صلوات الله علیه و علی اولاده الامجاد و احفاده الانجاد ماکان الوبل من الغیث والشبل من اللیث و الدر من البحر والیوم من الشهر.
دیگر خاطر شوخ ما از انبوهی گناه، اندوهی نداد که خواجه ما شفیع روز محشر است و قسیم طوبی و سقر، و ما خلقته الارحمه للعالمین گوهر پاک او را از رحمت خاص خود سرشتی و توقیع شفاعت بنام شریفش نوشتی و این خود یکی از جلائل نعم است و این امت را تفضیلی بر سایر امم که رحمت عالمین شافع مسلمین است وفاتح خیبر ساقی کوثر شعر
ان المحبین الذی احبهم
عذب الزلال لهم ورق المشرع
فولیهم یسقی الوری و عدوه
متعطش ومحبه متجرع
فالحمدلله الذی هدانا لهذا و ماکنا لنهتدی لولا ان هداناالله، الهم ارزقنا شفاعتهم و احشرنا معهم و فی زمرتهم و ادخلنا فی کل خیر ادخلتهم و اخرجنا من کل سوء اخرجتهم منه، بحقک و بحقهم صلواتک علیه و علیهم اجمعین الی یوم الدین والسلام علی من اتبع الهدی
بر روان ارباب هوش، پوشیده نخواهد بود که حاصل آفرینش خلق جز پرستش و شناسائی حق نیست و هر مولود که نخست بوجود آید هم چنان بر فطرت اصلی باقی است تا خواص حواس جلوه بروز کندو سمع و بصر خاصیت و اثر نماید. پس در آن حال طبع کودک بمثابه لوحی ساده و قبول هر نقشی را آماده باشد و هر چه بیند وشنود بی تکلف ضبط کند و بتدریج انسی بدان گیرد که ب منزله ملکه راسخه و طبیعت ثانیه گردد و از این جاست که اغلب عباد را مدار اعتقاد بر تاسی آباء و اجداد است و اکثر کاسب وجه معاشند نه طالب علم معاد. قومی که از امر دنیا بعلم دین مشغول شوند هم بعضی هنوز علم از جهل ندانسته، مجهولی چند معلوم شمارند و دام فریبی بدست آرند که خاطر مریدان صید کنند و دل های ساده بقید آرند و بعضی که در راه طلب گامی فشرده، راه تحصیل پیش گیرند و رسم تعطیل فرو گذارند و نیز بیشتر آن است که چون بمقام تحقیق ونکات دقیق رسند، شبهات چند که زاده اوهام و مایة لغزش اقدام است فرا پیش آید که رفع آن جز بمشقت نفس و توجه بعالم قدس مقدور نگردد لاجرم باقتضای کسالت در التزام جهالت باقی مانند و بوهم جزئی از فهم کلی قانع شوند و بعضی که ازین دام بلا جسته بزور سعی و اجتهاد وقوفی در علم مبداء ومعاد پیدا کنند که با وجود پیدائی نور حق پنهان نتواند بود و نیز غالب آن است که چون در شریعت خود مرجعیتی یابند و معشر عوام را در دایره خود مجموع و خود را در محراب و منبر مطاع و متبوع بینند، عزت و ذلت را در رواج و کساد همان مذهب وملت دیده اگر بطلان آن شریعت را بحقیقت معلوم نمایند باز بقدر امکان در کتمان حق کوشند و دین بدنیا فروشند. چنان که خفاش تیرگی شب را مایة معاش داند ودشمن روشنی روز و تابش مهر جهان افروز است و بالجمله بنای عالم امکان بر اعتبار ترکیب است که هرجا عقلی است نقلی در برابر دارد و هر جا کمالی است نقصی در مقابل. گوهر جان پاک در پیکر آب و خاک نهاده اند و ملکات روحانی با شهوات حیوانی جمع کرده. انسانش خوانند وقابل آنش دانند که حافظ راز امانت شود و حامل بار تکلیف گردد هیهات! هیهات!
نه هر که چشم و گوش و دهان دارد آدمی است
بس دیو را که صورت فرزند آدم است
اسباب معیشت دنیا به منزله وجه کفافی است که سلطان در وجه خدم مقرر دارد تا شرط خدمت به جا آرند و شکر نعمت گزارند ولی از جمله طبقات چاکران، معدودی حاصل چاکری را تقدیم خدمت دانند نه تحصیل نعمت و باقی چاکران انعامند نه شاکر منعم و جالب جاهند، نه طالب شاه. چه میل و اعراض و قبول و انکارشان را پیوسته به تغییر منصبی و تاخیر مطلبی و توفیر مرسومی و وعده معلومی بسته بینیم و دانیم که چون به جمع کفاف چالاک گردند، از هتک سر عفاف بی باک شوند و باشند که بحب جاه و مال بغض اقران و امثال اندیشة کرده چنان در یکدیگر افتند که به یک بار از خدمت و مخدوم غافل مانده، حاصل چاکریشان جز غرض خویش و طمع خام نباشد.
کذلک حضرت منعم حقیقی که نعمت هستی بخشیده اوست و خلعت خلقت پوشیده از او، خوان نعمت دنیا مشخون بموائد الوان داشت که زمره خلق را واسطه عیشی مهنا و راتبه رزقی مهیا گشته، نقد هستی صرف حق پرستی کند و خداشناسی، نه خودپرستی و ناسپاسی. ولی از جمله طبقات بندگان، قلیلی به قسم خویش شاکر و قانعند و به حکم عقل راضی و تابع و باقی بنده نفسند و تابع حس که چون برین خوان گذرند و مواید الوان نگرند پای شکیبشان مانند مگس در شهد هوس فرو مانده، پس چنان مست باده غفلت و محو شاهد شهوت شوند که به کلی از یاد منعم وشکر نعمت فراغت گزیده، گوئی حظ ایشان از مراتب شهو و عوالم وجود؛ همین جانب زخارف است نه کسب معارف، چه هر چه بینند و دانند و گویند و جویند همه دنیا و کار دنیاست و اگر از د ین نشانی مانده همین حجت و دعوا گروهی بی بصران که در معرفت سخنی گویند بظن ضعیف خود راه جویند، غایت بخششان جنگ و جدل است نه علم و عمل و باشد که خود و جمعی از جاده هدایت به جانب ضلالت میل کنند و ضال و مضل گردند. والذین کفروا اولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون و شک نیست که این طایفه یا حیوانی بر صورت انسانند یا انسانی با سیرت شیطان که با کسوت انسانی عادت شیطانی دارند و مردم ساده دل را مغوی ومضل شوند.
چنان که در همین اوقات مشرکی پلید حجتی جدید بر شیطنت خود اقامه کرده و معنی دین گذاشته، دعوی دین برداشته است و بر عقاید باطل، براهین و دلایل نگاشته که معنی آن هباء است و مایة آن هوا.
ز دانش جدا و ز معنی تهی
بسی ژاژ خاییده از ابلهی
غافل از این که امروز بیمن اقبال شهنشاه اسلام، کلک عالمان اعلام چون تیغ غازیان فیروز کفرسوز ودین فروز است و کرم شب تاب را مجال تابش روز نیست. شهریاری چنین که خسرو روی زمین وحامی ملک ودین وناشر رایت امن و امان و نایب صحاب عصر و زمان کجا ممکن توان بود که با وجود غیرت سلطانی از شیوع فتنة شیطانی غفلت گزیند و ناسزائی چنین در باب دین مبین استماع کند و خیال سودای فاسد از دماغ ارباب مفاسد انتزاع نفرماید. مگر چاکران دربار اقدس و تابعان ملت مقدس را دست و بنان بر کلک و سنان نیست که فرقه دشمنان را قدرت نشر کتب و نظم کتاب باشد یا تایید دولت بی زوال نه از امداد حضرت لایزال است که از دست و زبان کافران نقص و زیانی در آن حاصل آید یا درین عهد که مهد رحمت عام وزمان غیبت امام انام است دیده فتن و گردن زمن را از کحل و سن و قید رسن جدائی و رهائی خواهد بود که قومی ناچیز بی تمیز دست شطط برآرند یا نقشی غلط نگارند. یریدون لیطفوا نورالله بافواهم والله متم نوره ولوکره المشرکون حضرت خالق، زمام مهام خلایق را در قبضه اقتدار خسروی کامکار نهاده که مجموعه عقل و عدل است و دیباچه فضل و بذل و مودب فلک و ملک و مدبر زمین و زمان و مروج اسلام و ایمان مسالک ممالک از مخاطر مهالک پیراسته، شرایف اوقات بوظایف طاعات آراسته. گاه ترتیب اسباب جهاد کند و گاه تربیت اصحاب اجتهاد و در هر حال هر چه گوید تقریر فضایل علم است و توقیر افاضل دین. هر چه جوید طی اساس وهم است و بسط یقین و هر چه خواهد رضای خدای معین و قبول رسول امین و هر چه کاهد عدت مشرکین و عدت کفر و کین.
والحمدالله تعالی که امروز بامداد لطف سبحانی و بخت بلند سلطانی هر ملکی را لشکری است و در هر کشوری دانشوری که خورشید و برجیس از بیم تیغ و شرم کلکشان حمره خجل و صفره و جل گرفته، سنان هاشان در رجم دیو کفر، شهابی ثاقب است و زبان ها را در رد بحث خصم جوابی صایب.
اینک نطق منیع وکلک شریف دانای جهان بر حسب تکلیف دارای زمان جوابی باصواب، بر کتابی ناصواب که پادری انگریز بر رد مبین نبوی ونسخ شعار مصطفوی نوشته بود داده اند و قانونی در اثبات نوبت خاصه و اتفاق شرایع حقه نهاده اند که اگر با مشک طره حو را بر چهره زهره زهرا نگارند شاید و اگر ساکنان اصقاع قدس از محکمات آیات آن درسی گیرند سزد و باید، کلک خواجه اساطین است که چون رمح خسرو سلاطین در عرصه عرض سحر و اعجاز فاذاهی ثعبان مبین کام دشمن ربانی کرده تلقف ما یافکون و نطق آسمان علوم، چون دست آفتاب ملوک، گوهر افشانی گرفته.
اختر از چرخ بزیر آرد و ریزد بورق
گوهر از کلک بسلک آرد و پاشد بکنار
مگر در بزم فلک عقد پروین گسسته، یا گنجور ملک درج گوهر شکسته، یا آهوان چین ناف های مشکین افکنده اند، یا کاروان مصر تنگ های شکر گشوده که هر چه بینی نجوم ثواقب است و فروغ کواکب و توده مشک ناب و خوشه در خوشاب و لذت طعم نبات و شربت آب حیات. قال الله تعالی: و من یوتی الحکمه فقد اوتی خیرا کثیرا، خامة پادری ک عمری صنعت سامری بکار میبرد، طعمه کلک معجز نگار شد و دفتر کذب و نقصان عرضه رد و بطلان گشت وسر آیت: عسی ان تکرهوا شیئا واضح و آشکار آمد. چه در بدایت حال مسلمین غیور را از استماع مزخرفات چند که آن بدکیش نژند بهم بافته بود در افواه عوام شهرتی یافته، آتش کینه در کانون سینه میافروخت و آخرالامر بفربخت خداوند عصر و یمن جهد خدیو عهد بهمین واسطه مسئله اثبات نوبت خاصه که از بدو شیوع علم حکمت و کلام، مطرح انظار حکمای اسلام بود، بر وجهی که دست بحث و جدل از ذیل دلایل کوتاه باشد و ابواب احتجاج بر چهره ارباب لجاج مسدود سازد، سمت تنقیح و تحقیق پذیرفت و این نام نیک تا پایان روزگار ملازم دولت پایدار گشت و این اجر جزیل بر روزگار جمیل شهریار جلیل، صاحب تخت جم، حامی ملک عجم، وارث و حارس ملک ایران و تور، منعم و منتقم خلق نزدیک ودور، پشت و پناه دین خدا، اوج رفیع چرخ هدی، خداوند ملک و ملت، نگهبان دین ودولت، چهر مهر جمال، طیش جیش جلال، بدر صدر سماء، ابوالفتح و العلی فتحعلی شاه قاجار واصل و عاید شد که تاجرم نورانی مهرشاه اورنگ سپهر است بخت سعدش موید باد و تخت ملکش مشید تمت الدیباچه و الخطبه.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن دعایی است به درگاه خداوند که در آن به ستایش و تسبیح او پرداخته شده و از او طلب یاری و غفران شده است. نویسنده از محنت و گناهانی که مرتکب شده سخن میگوید و از خداوند درخواست میکند که او را از دام معاصی رهایی بخشد و به راه راست هدایت کند. همچنین بر نعمتهای بیپایان خداوند تأکید میشود و به شکرگزاری و سپاس از او پرداخته میشود.
در ادامه، نویسنده به حال بشر و جهل عمومی اشاره میکند و میگوید که بسیاری از مردم تنها به ظاهر زندگی خود مشغولند و از حقیقت غافل هستند. او مغفرت الهی را یادآور میشود و به امید رحمت خداوند دعا میکند، در حالی که میداند که بندگان به دلیل گناهانشان عذری ندارند؛ اما به رحمت گسترده خداوند امیدوارند.
در انتها، نویسنده به موضوع شفاعت پیامبر اسلام (ص) اشاره میکند و از خداوند درخواست میکند که در روز قیامت تحت شفاعت او قرار بگیرد و در زمره نیکان قرار گیرد. همزمان بر اهمیت علم و دین و نیاز به شناخت واقعی خدا تأکید میشود و اشاره میشود که پرستش و عبودیت هدف نهایی آفرینش بشر است.
هوش مصنوعی: ای خداوند بزرگ، شایسته ستایش و نیکی، تویی که به هر کس بخواهی نعمت میدهی و از هر کس بخواهی، چیزی را دریغ میکنی.
هوش مصنوعی: ای پروردگار، ما را از دام هوای نفس رهایی بخش و به راه هدایت هدایت کن. همه در غفلت خوابیدهایم و در حیرت گم شدهایم. لطفی کن و یاریام کن، نگاهی به حال ما بینداز که کارهایمان از دست رفته و به سختی در باتلاق مشکلات گرفتار شدهایم. عمر گرانبهای ما به انتها نزدیک میشود و فرصتهای باارزش به دست نیامده است.
هوش مصنوعی: اکنون شب جدایی فرارسیده و روز ملاقات در پیش است. نه توانایی برای عبادت داریم و نه توفیق برای طاعت. بار سنگین گناه بر دوش داریم و تنها در تو پناه میجوییم که دعای مضطر را اجابت میکنی. چگونه میتوانیم از عطای تو بهرهمند شویم در حالی که تو ما را به دعا و ستایش خود امر کردهای؟ شایسته است تو را ستایش کنیم زیرا تو زندگی را به این خاک دادهای، گوهر دل را در شکوفهای نهادهای و عقل را در عالم جان به فرمان آوردهای. دانشی که در اختیار خرد گذاشتهای به ما قدرت و توانایی بخشیده تا با آن بتوانیم به احکام تو پایبند باشیم و از وسوسهها و خواستههای نفسانی محفوظ بمانیم. تو رب خانهها هستی که شایسته تقدیس و عظمت هستی. هر یک از این نعمتها برای ما برکت است و ما از تو منت دار هستیم، منتهایی که نمیتوانیم سپاسگذاریاش را به زبان بیاوریم. ای پروردگار، همانطور که نعمت نیکو عطا کردهای، لطف فرما که توانایی شکرگزاری را به ما ببخشی تا بتوانیم در برابر نعمتها، شکرگزار باشیم و درهای رحمتت را بگشاییم. ای خدا و پروردگار و سرورم، همه ما به درگاه تو امید داریم و دست نیاز به سوی رحمتت دراز کردهایم. ما بندگان گناهکار تو هستیم.
هوش مصنوعی: ما در کتاب اعمال خود، برای گناهانمان عذری ننوشتهایم و در کنار کارهای بزرگ خوب، هیچ چیزی را به ثبت نرساندهایم.
هوش مصنوعی: هرچند تمام کارهای نادرست را انجام دادهایم و هرگز عذر و بهانهای برای گناهان خود نیاوردهایم، اما به خاطر این امید که خداوند رحمتش را شامل حال ما میکند و فرمود: «هرگز ناامید نباشید»، در دل خود یقین داریم که خداوند گناهان را میبخشاید. حتی اگر در آفاق گناهان بزرگ ما انباشت شده باشد و روزها به جرمها و خطاهای خود بنگریم، باز هم شاید با لطف بیپایان تو، نسبت به جرایم خود احساس نگرانی نداشته باشیم.
هوش مصنوعی: اگر نبود حکمت تو که جلوی عذاب را برای کسی که انکار میکند بگیرد و حکم نکردی که کسی که معاند است جاودانه در عذاب بماند، من آتش را برای همگان سرد و آرامشبخش میکردم و هیچ کس در آن جا نمیداشت و نمیتوانست در آن اقامت کند.
هوش مصنوعی: همه باید از تو کرم و بزرگواری ببینند و ما فقط ناتوانی و نیازمندی داریم. از بنده ذلیل، جز اشتباه چیزی انتظار نمیرود و از پروردگار بزرگ، غیر از عطا و بخشش، چیزی نمیتوان خواست. عبادت بندگان تنها عذرخواهی و درخواست بخشش است، به ویژه نزد خداوندی که بخشنده و عفو کننده است.
هوش مصنوعی: سالهاست که به امید بارش رحمت و بخشش، در انتظار نشستهایم.
هوش مصنوعی: توانایی ناامید شدن از رحمت الهی وجود ندارد و همچنین نمیتوان به عذاب او مطمئن بود. در یک سو قصر غفلت ساخته شده و در سوی دیگر آتش غضب روشن است. از هر طرف صداهایی میآید که نیکوکاران در نعمت هستند و بدکاران در عذاب. گروهی به نعمتهای زودگذر دنیا مشغولند و گروهی به وعدههای بعیدی را در خاطر دارند. دلها در آرزوهای دنیوی گرفتار شده و تنها در پی آخرت خسته و ناتواناند. خوشابه حال کسی که از این هر دو رهایی یافته و دلش همیشه به یاد یکی از این دو باقی مانده است.
هوش مصنوعی: در مورد ملاقات با پروردگار، عشق به او و دوری از داروی درد دل، و بیماریاش به دلیل باقی ماندن در فانی بودن. زندگی در هوا و فضا او، ای کسی که یادش دارویی است و نامش شفاست و اطاعت از او بینیازی است. رحم کن به کسی که امیدش تنها سرمایهاش است و سلاحش اشکهاست.
هوش مصنوعی: ما افرادی هستیم که با وجود اشتباهات خود، امیدوار به رحمت خداوندیم و در برابر قدرت او عاجزیم. در قلب خود ترس و امید داریم و دستمان به سوی دعا و درخواست رحمت او دراز است.
هوش مصنوعی: در روز قیامت، همه به شفاعت فردی متوسل میشوند که در آن روز به ما و فرزندان پیامبر اکرم (ص) کمک خواهد کرد.
هوش مصنوعی: ما تو را ستایش میکنیم و شکرگزار تو هستیم به خاطر نعمتهایی که به ما عطا کردی، و کرامتهایی که بر ما نازل کردی، و پیامبرانی که فرستادی، و راههایی که به ما نشان دادی، و کتابی که نازل کردی، و سخنانی که به ما بخشیدی.
هوش مصنوعی: پیمبران با روح پاک خود از عالم قدس به دنیای انسانها آمدند تا بندگان را از گرداب گمراهی به راه راست هدایت کنند. این وظیفه به ما سپرده شده که از طبقات امتها به دعوت راستین و بیعت با پیامبر بزرگوار دعوت شویم. او که بزرگترین شخصیت انسانی و مظهر عظمت نسل آدم است، نور خدا و تنها علت وجود آفرینش به شمار میرود. او نخستین نشانه لطف و برکت است، عقل کل و راهنمای همه سیر و سلوکها، که ختم تمام پیامبران میباشد. محمد، پیامبر رحمت و مدح، مورد تقدیر خداوند و خاندانش، و نیز یاران پاکش، است. او با کلام راستین و حکم عادلانهاش، برجستهترین آیت جلال الهی و نشان کمال انسانی است. علی، ولی و جانشین او، نیز مورد رحمت و برکت است، و او و نسلش از هر بدی مصون ماندهاند.
هوش مصنوعی: دیگر ذهن شاد ما از انبوهی گناه غمگین نمیشود، زیرا آقای ما شفیع روز قیامت است و میان بهشت و جهنم فصلالخطاب است. او را به خاطر رحمت ویژهاش برای جهانیان خلق کرده و شفاعتش را با نام باعزت خود نوشته است. این یکی از نعمتهای بزرگ است و این امت را بر سایر امتها برتری داده، چرا که رحمت جهانیان شافع مسلمانان است و فاتح خیبر و ساقی کوثر است.
هوش مصنوعی: محبت من به آنانی که دوستشان دارم، چون چشمه زلال و آب شیرین است که در روزنهای از طبیعت جاری است.
هوش مصنوعی: او برای مردم مینوشاند و دشمنش تشنه و در عشقش غرق شده است.
هوش مصنوعی: سپاس خداوندی را که ما را به این هدایت رسانید و اگر او ما را هدایت نمیکرد، هرگز نمیتوانستیم هدایت یابیم. ای خدا، ما را مشمول شفاعت آنها قرار ده و در زمره ایشان محشور کن و ما را به تمامی خوبیهایی که آنها را شامل شده، وارد کن و از هر بدی که آنها را خارج کرده، دور کن. این را به حق تو و به حق آنان، درودهای تو بر او و بر همه آنها تا روز قیامت میطلبیم. سلام بر کسانی باد که از هدایت پیروی کردهاند.
هوش مصنوعی: آفرینش انسان به گونهای است که هدف اصلی آن پرستش و شناخت حق میباشد. هر فردی از ابتدا بر فطرت اصلی خود باقی میماند تا زمانی که حسهای او فعال شوند و بنابراین در این مرحله، ذهن کودک مانند یک لوح خالی است و میتواند هر چیزی را بدون هیچ تلاشی به خاطر بسپارد. به تدریج او با این اطلاعات آشنا میشود و این آشنایی به بخشی از طبیعت او تبدیل میشود. به همین دلیل است که بسیاری از مردم اعتقادات خود را از والدین و نسلهای قبلی خود میگیرند و بیشتر افرادی که مشغول به کار هستند، به دنبال علم و دانش در زمینههای مذهبی نمیروند. برخی افراد که به علم دین میپردازند، هنوز نتوانستهاند تفاوت علم و جهل را درک کنند و به دنبال دانش ناقص، شگفتیهایی را ایجاد میکنند که ذهن دیگران را فریب میدهد. برخی دیگر نیز که گامی در مسیر تحقیق برمیدارند، با کمبودهای اطلاعاتی مواجه میشوند که برای رفع آن، باید سخت تلاش کنند و به حقایق عمیقتری بپردازند. در این میان، بسیاری از آنها به جای تلاش در فهم عمیقتر، به جهل خود راضی میمانند. گروهی که توانستهاند به علم مبدأ و معاد دست یابند، درک روشنی از حقیقت پیدا میکنند، چرا که نور حق نمیتواند پنهان بماند. اما بسیاری از آنها وقتی در دین خود مقام و مرجعیت مییابند و دیگران را تحت تأثیر قرار میدهند، از این مقام برای حفظ موقعیت اجتماعی خود استفاده میکنند و حتی اگر به باطل بودن بخشی از دینشان پی ببرند، همچنان سعی میکنند آن را کتمان کنند و دینی که به نفعشان است را برگزینند. به این ترتیب، بشر در دنیای مادی خود گرفتار میشود و همچنان با درون و برون متضاد دست و پنجه نرم میکند، تا جایی که ذات وجود او به یک تضاد بین خواستههای روحانی و مادی تبدیل میشود. در نتیجه، انسان به عنوان موجودی که باید نگهدارنده رازها و بار مسئولیتهای خویش باشد، متأسفانه در بسیاری از موارد از این مسئولیت دور شده است.
هوش مصنوعی: نه هر کسی که چشم و گوش و دهان دارد، انسان واقعی است. بسیاری از موجودات شیطانی نیز هستند که ظاهری شبیه به انسان دارند.
هوش مصنوعی: وسائل زندگی در دنیا همچون مبلغی است که پادشاه برای خدمتکارانش تعیین میکند تا آنها وظیفه خود را بهدرستی انجام دهند و قدردان نعمتها باشند. اما از میان خدمتکاران، تنها عده کمی هدف چاکری را خدمت واقعی میدانند و نه تنها بهدست آوردن نعمت. باقی خدمتکاران به انعام و پاداش فکر میکنند و شکرگزار نعمتدهنده نیستند، بلکه به دنبال مقام و جاه هستند. زیرا رفتار و تصمیمات آنها به تغییر موقعیت و وضعیت بستگی دارد و به همین دلیل، وقتی به حد کافی به وضعیت مالی و اجتماعی خود برسند، دیگر در نگهداری از آبرو و شرافت خود بیپروا میشوند. این افراد به خاطر حب جاه و مال، با دیگران مخالفت میکنند و در نهایت از خدمت و ارباب خود غافل میمانند و آنچه از چاکری بهدست میآورند، فقط به خاطر اهداف خودشان و طمعهای سطحی است.
هوش مصنوعی: انسانها در زندگی از نعمتها و امکاناتی برخوردارند که همگی ناشی از وجود خداوند است. این نعمتها مانند سفرهای گسترده هستند که انواع و اقسام لذتها و نیازها را فراهم میکنند. برخی از افراد تلاش میکنند تا با بهرهمندی از این نعمتها به خدا پرستی و شناخت خدا بپردازند، در حالی که برخی دیگر به خودپرستی و ناسپاسی مشغولند. در میان بندگان، عدهای شاکر و راضی هستند، اما بیشتر افراد تحت تأثیر احساسات و هوسهای خود قرار میگیرند. این افراد وقتی به این سفره نگاه میکنند، بهجای شکرگزاری و توجه به منبع حقیقی نعمتها، با غفلت و شهوت غرق میشوند و به طور کامل از یاد خدا غافل میگردند. بیشتر آنچه که این افراد به دنبال آن هستند، فقط لذایذ دنیوی است و آنها در جستجوهای خود به علم و عمل واقعی توجهی ندارند. این گروه میتوانند باعث گمراهی دیگران نیز شوند و خود را به سمت ضلالت سوق دهند. در نهایت، این افراد یا به شکل ظاهری انساناند ولی با رفتارهایی شبیه به شیطان، یا به حقیقت حیواناتی هستند که بهدور از درک صحیح از وجود خدا زندگی میکنند.
هوش مصنوعی: در این زمانها، شخصی کافر و ناپاک، با شیطنت جدیدی به ستیز برخاسته و مفهوم دین را به گونهای دیگر تفسیر کرده و ادعای دیانت کرده است. او بر عقاید نادرست خود دلایل و استدلالهایی ارائه داده که در واقع بیمحتوایند و تنها ریشهاش در خواستههای نفسانیاش است.
هوش مصنوعی: بیدانشی و نداشتن درک باعث میشود که انسان سخنان بیمحتوا و بیمعنا بزند. افرادی که از فهم و دانش دور هستند، بیشتر به سخنان بیدلیل و نادرست میپردازند.
هوش مصنوعی: امروز با توجه به حمایت و لطف پادشاه اسلام، جمعآوری اطلاعات و شناخت عالمان دین مانند شمشیر غازیان است که در مبارزه با کفر و ترویج دین موثر است و به مانند شبتابی که در روز نمیدرخشد، فرصتی برای ظهور در برابر آن وجود ندارد. چگونه ممکن است پادشاهی که نگهبان ملک و دین است و پرچم امنیت و آرامش را برافراشته، از فتنههای شیطانی غافل باشد و از ناسزاهایی که به دین مقدس گفته میشود بازنشسته شود؟ آیا یاران و خدمتگزاران دربار و پیروان دیانت را نمیبینند که مانع از بروز قدرت دشمنان در نشر آثار و نظم و عدم تایید دولت مستدام باشند، به گونهای که این آسیبها از ناحیه کافران ناشی شود؟ در این دوران که مهد رحمت و زمان غیبت امام معصوم است، اگر گروهی ناچیز بخواهند با بیتمیزی برگردن زمان شتاب کنند یا نقشی نادرست بر جای بگذارند، خداوند خواسته است نورش را با دهان کافرین خاموش نکند و او نورش را کامل میکند گر چه مشرکین خوش نداشته باشند. خالق عالم، همه امور را در دست قدرت پادشاهی قرار داده است که نمایانگر عقل و عدل است و فضیلت، فداکاری، محبت زمین و آسمان را مروج میسازد و در صدد است که از خطرات و مشکلات دنیا را دور نگهدارد و با ساماندهی زمان و عبادتهای درست، شرایط را فراهم کند. گاه اقدام به جهاد میکند و زمانی مشغول آموزش دانایان است و در تمامی حالها، آنچه را میگوید، تجلیل از فضایل علم و احترام به بزرگان دین است. او به دنبال آن است که اساس و بسط یقین را طلب کند و رضای خدا و قبول رسولش را بدست آورد و در عین حال، به کاهش تعداد مشرکین و دشمنان بپردازد.
هوش مصنوعی: خدا را شکر که امروز صبح، نعمتهای بینظیر الهی و فرصتهای عالی در اختیار داریم. هر سرزمینی دارای نیروهایی است و در هر جا، دانشمندانی حضور دارند که با شجاعت و علم خود، در برابر دشمنان میایستند. آنها با قدرت و دقت، به مقابله با نابرابریها و چالشها میپردازند و توانایی دارند تا به پرسشها و اتهامات دشمنان با جوابهای دقیق و منطقی پاسخ دهند.
هوش مصنوعی: این نطق شریف و باارزش، بر اساس وظیفه زمانی، پاسخی صحیح به کتابی نادرست است که یک فرد انگلیسی در اعتراض به پیامبر و نسخ شعارهای او نوشته است. همچنین قانونی برای اثبات نوبت خاص و توافق در شریعتهای حقه قرار دادهاند. اگر کسی بخواهد با عطر و زیبایی به چهرهای زیبا، مسألهای را تزیین کند، شایسته است که ساکنان مکانهای مقدس از آیات محکم درس بگیرند. قلم صاحبمنصبان مانند نیزهی پادشاهی در میدان شگفتی و معجزه است و میتواند دشمنان خدا را ناامید کند. علم آسمانی مثل نور خورشید، درخشش خود را به دیگران میدهد.
هوش مصنوعی: ستارهای از آسمان پایین میآید و مانند جواهری بر ورق میریزد و قلمی بر زمین میتراشد و سپس به کناری میپاشد.
هوش مصنوعی: آیا در آسمان عروسی پروین به هم خورده است یا خزانهدار پادشاهی گنجش را شکسته است؟ آیا آهوان چین نافهای مشکین خود را افکندهاند یا کاروان مصر گلابیهای شیرین خود را باز کرده است که هر چه میبینی، ستارهها درخشان و نور کواکب تابان است؟ همراه با طعم خوش شیرینی و زندگی جاویدان. خداوند میفرماید: "هر که حکمت یابد، به حقیقت خیری بسیار نصیبش شده است." این جوهره پادشاهی با هنری که دارد، به زیبایی طبعی بینظیر بدل شده و همه دلیلهای نادرست و کمارزش در برابر آن باطل و رد شده است. آیهای که میگوید: "شاید شما چیزی را که خوش ندارید، ببینید." در ابتدای کار، گروهی از مسلمانان غیور به سخنان بیاساس یک بدکیش که در بین مردم رواج پیدا کرده بود، گوش فرا ندادند و آتش کینهای در دلهایشان روشن شد. اما در نهایت، خداوند به برکت ولی عصر و یمن، تلاش این حاکم را برای اثبات نظریهای خاص فراهم کرد که از آغاز دوران علم و فلسفه مطرح بود؛ به طوری که هیچ بحث و جدل نماند و راه استدلال بر روی لجوجان بسته شد. این تلاش باعث شد تا علمی نیک و با مقام بلند تا پایان زمان، حامی دولت پایدار بماند. این پاداش بزرگ بر زمان پادشاهی مرفه و فرزانه فتحعلی شاه قاجار نازل شد، که او نگهبان دین و ملت و سرزمین ایران و تور است و امیدواری برای ملت خود به ارمغان میآورد. خداوند بر او و تختش برکت دهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.