بینم چو جمال یار مدهوش شوم
یادش چو کنم ز خود فراموش شوم
چون روی نماید همگی چشم شوم
چون در سخن آید همه تن گوش شوم
از دور آید برش سراسیمه دوم
نزدیک من آید همه آغوش شوم
آید بکنارم ز میان بر خیزم
گیرد ببرم چو تنگ از هوش شوم
لب بر لب من نهد شوم مست و خراب
گر بوسه دهد ز ذوق بیهوش شوم
ساغر دهدم شوم ز سر تا پا لب
گوید چو بنوش جملگی نوش شوم
آشفته کند زلف و گشاید گیسو
سر مست و خراب و واله از بوش شوم
خواهد دل و جان شوم سراپا دل و جان
خدمت خواهد همه تن و توش شوم
بهر طوفش شوم سراپا گردان
یاری اگرش بود همه روش شوم
گیسو چو کمند و زلف چون دام کند
صید زلف و اسیر گیسوش شوم
گوید چو بیا شوم ز سر تا پا سر
غلطان غلطان چو گوی واسوش شوم
گر تیغ کشد شوم سراسر گردن
تا کشته شوم خاک سر کوش شوم
تیر اندازد شوم سراپای هدف
وانگه قربان دست و بازوش شوم
چوگان چو بدست گیرد و تازد رخش
در عرصه میدان شوم و گوش شوم
در دیگ جفا و محنتم گر بپزد
از سر تا پای جملگی جوش شوم
گر لعل شکر بار بگفتار آرد
چون فیض شکر کشم و خاموش شوم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و دلدادگی است. شاعر از حالتهای مختلفی که در عشق تجربه میکند صحبت میکند؛ از مدهوشی و فراموشی در برابر زیبایی محبوب گرفته تا گوش به سخنان او بودن و احساس شور و شوق. او از نزدیک شدن محبوب و احساس گرما و نزدیکی به او میگوید و اینکه چگونه با هر تماس و بوسه، به شدت تحت تأثیر قرار میگیرد. شاعر از نرمی و لطافت گیسوان محبوب نیز یاد میکند و چگونگی تسلیم شدن در برابر عشق را توصیف میکند. در نهایت، عشق را با احساساتی چون آسیبپذیری و قربانی شدن فرکانس میزند و به حالتی از خلسه و بیخبری از خود میرسد.
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی محبوبم را میبینم، مدهوش میشوم و زمانی که او را به یاد میآورم، انگار تمام وجودم را فراموش میکنم.
هوش مصنوعی: وقتی چهرهاش را میبینم، همه چشمهایم به او معطوف میشود و هنگامی که صحبت از او به میان میآید، تمام حواسم جمع میشود.
هوش مصنوعی: وقتی او را از دور میبینم، دلشورهای به من دست میدهد، اما وقتی نزدیکتر میشود، تمام وجودم را برای هم آغوشی با او آماده میکنم.
هوش مصنوعی: به کنارم میآید و من از خواب برمیخیزم و او را میبرم؛ گویی که به شدت تحت تأثیر قرار گرفتهام.
هوش مصنوعی: وقتی که او لبش را بر لب من بگذارد، مست و سرمست میشوم. اگر لبخند محبتآمیزی بزند، بهطرزی عمیق بیهوش میشوم.
هوش مصنوعی: من جام را به دست میدهم تا از سر تا پا مسموم شوم، وقتی لب به آن بزنم تمام وجودم شیرین و شاداب خواهد شد.
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر حالتی از هیجان و شیدایی است که با حضور بوی خاصی ایجاد میشود. زلف و گیسو به هم ریخته و در هم پیچیده است، و فردی که تحت تأثیر این بوی خوش قرار گرفته، دچار سرخوشی و گیجی میشود. احساساتی مانند شیدایی و ناآرامی از این بوی معطر نشأت میگیرد.
هوش مصنوعی: میخواهم تمام وجودم را در خدمت دل و جانم قرار دهم و همه وجودم را برای تو فدای میکنم.
هوش مصنوعی: اگر او به طوفان بیفتد، من تمام وجودم را برای حمایت از او آماده میکنم، حتی اگر همه روشهایم را از دست بدهم.
هوش مصنوعی: موهای او مانند کمند است و زلفهایش چون دام. من هم صید زلفهایش و اسیر گیسوانش میشوم.
هوش مصنوعی: میگوید وقتی بیایم، تمام وجودم را تا سر و پا غرق در شادی و خوشحالی خواهم کرد، مانند یک گوی که در حال چرخیدن است.
هوش مصنوعی: اگر شمشیر به دست بگیرم و همه جا را تهدید کنم، تا کشته شوم و در خاک سر کوی محبوب قرار بگیرم.
هوش مصنوعی: کسی میخواهد به هدفی تیر بزند و برای دستی که این کار را انجام میدهد، خود را فدای او کند.
هوش مصنوعی: زمانی که چوگان به دست میگیرم و اسبم را در میدان میرانم، احساس میکنم که در وسط میدان قرار دارم و درگیر رقابت هستم.
هوش مصنوعی: اگر در دیگ رنج و سختی به جوش بیاید، من هم از سر تا پایم در آن غوطهور میشوم.
هوش مصنوعی: اگر لعل شکر بار به زبان آورد، مانند فیض من هم شیرینی را میچشم و دیگر چیزی نمیگویم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بویت شنوم ز باد ، بیهوش شوم
نامت شنوم ز خلق ، مدهوش شوم
اول سخنم تویی ، چو در حرف آیم
و اندیشهٔ من تویی چون خاموش شوم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.