گنجور

غزل شمارهٔ ۵۷۸

 
فیض کاشانی
فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از کش مکش خرد بتنگ آمده‌ام

وز نام پسندیده بننگ آمده‌ام

از بس که ز خویش ناخوشیها دیدم

با خویش چو بیگانه بجنگ آمده‌ام

تا دیو فکنده‌ دام افتاده بدام

تا نفس گشاده کف بچنگ آمده‌ام

یکذره نماند نور اسلام بدل

گوئی که بتازه از فرنگ آمده‌ام

شد روی دلم سیاه از زنگ گناه

از کشور روم سوی زنگ آمده‌ام

شهوت چو نماند در غضب افزودم

از خوک چرانی به پلنگ آمده‌ام

گر رنگ امید نیست بر چهرهٔفیض

از سیلی بیم سرخ رنگ آمده‌ام



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.