معشوق با نمک جگرخوار بود و بنزد او عاشق سوخته و خوار بود اَذَلُّ الْاَشیاءِ الْمُحبُّ بِمَحْبُوبهِ وَالْفَقیرُ الْطَماعُ ای عزیز ناز معشوق کشیدن دشوار است زیرا که پیوسته معشوق خواهد که داد جمال خود بدهد درین کرشمه جان و دل و دیده و دین و عقل بحبّۀ نیرزد:
جان و دل و دیدهام ببازار غمت
واللّه که بحبۀ نیرزد ای جان


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف معشوقی میپردازد که جذاب و شیرینزبان است، و عاشق سوختهای را به تصویر میکشد که در برابر زیبایی او خوار و ذلیل شده است. معشوق میطلبد که عاشق جان و دل و همهچیز خود را فدای او کند، ولی در عوض، به نظر میآید که این فداکاریها ارزش چندانی ندارد. احساسات عاشق، از جمله عشق، عقل و دین، در جذابیت معشوق کمرنگ میشوند و شاعر در نهایت به حسرت و آرزوهای خود در این رابطه میپردازد.
هوش مصنوعی: معشوق شیرینی و جذابیتی دارد که دلها را میرباید و از طرفی، عاشق در مقابل او احساس حقارت و ناراحتی میکند. عشق انسان را به شکلی مطیع و وابسته میکند، به طوری که محکوم به احساس نیاز و وابستگی میشود. دوست داشتن چنین شخصی کار آسانی نیست، چرا که معشوق همیشه در پی جلب توجه و تقدیر است و در این میان، همه چیز از جمله جان و دل و عقل عاشق به عشق او کم ارزش میشود.
هوش مصنوعی: من تمام وجودم، از جان و دل و چشمانم را برای غم تو هزینه کردهام و باور کن که هیچ چیز جز عشق تو ارزش این فداکاری را ندارد، ای جانم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.