که میرود بجناب رفیع آصف عهد
که با فلک ز علو بر زد آستانه او
غیاث دولت و دین هندوی مبارک رای
که مثل او بهنر نیست در زمانه او
ستوده ئی که بود با نسیم الطافش
دم مسیح خجل از هوای خانه او
نپرسدش که چرا وعده را وفا نکند
نداند آنچه بباشد درین بهانه او
اگر ز بنده برافروخت آتش غضبش
بآب دیده نشاند رهی زبانه او
و گر زقلت مال است دور باد ازو
که اینقدر نتوان یافت در خزانه او
ز دام غم نرهد تا بحشر مرغ دلم
اگر وظیفه نیابد دمی ز دانه او
چگونه باز کند خو ز دانه کرمش
دلی که نیست بجز مرغ آشیانه او
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزلی از شاعر در وصف شخصیت محبوب و قدرتمند رفیع آصف عهد است که به پیروزی و عظمت او در دین و دولت اشاره دارد. شاعر از ویژگیهای برجسته این شخصیت میستاید و میگوید که او در زمان خود بینظیر است. همچنین، شاعر او را به نسیم لطیف و نیکویی تشبیه میکند که حتی مسیح را هم به شرم میآورد. او به شدت از فراموشی وعدهها انتقاد میکند و ابراز میدارد که اگر خشم او برانگیخته شود، میتواند به سادگی با اشک و عواطف کسی را آرام کند. شاعر به شدت به این شخصیت وابسته است و ابراز میکند که دل و روحش به او وابسته و در جستجوی محبت و غذا از جانب اوست.
هوش مصنوعی: و آن کسی که به سراغ مقام بلند و ارجمند آصف میرود که با وجود بلندیاش، آسمان هم در برابر او سر تعظیم فرود آورده است.
هوش مصنوعی: غیاث، حامی و پشتیبان دولت و دین در هند است که فکر و تدبیرش بسیار نیکو و شایسته است و در زمانهاش هیچ کس به اندازه او در سطح خود برتر نیست.
هوش مصنوعی: کسی که با لطفهای نسیممانندش مورد ستایش قرار میگیرد، به قدری عشق و محبتش عمیق است که حتی دم مسیح هم در برابر جوی محبت او شرمنده میشود.
هوش مصنوعی: نپرسید که چرا به وعدهاش عمل نمیکند، زیرا نمیداند چه چیزی در پس این بهانه نهفته است.
هوش مصنوعی: اگر خشم بنده آتشین شود، با اشکهایش آن را خاموش میکند و نشان میدهد که چگونه میتواند با رفتار خود این خشم را مهار کند.
هوش مصنوعی: اگر مال از آن شخص باشد، دور باد از او، زیرا به این اندازه نمیتوان در خزانهاش یافت.
هوش مصنوعی: اگر دل من بتواند از غمها رها شود، تا روز قیامت در آسایش خواهد بود، اما اگر نتواند از دانهاش (آرامش یا عشقش) دور بماند، هیچ لحظهای را نمیتواند بیکار بگذراند.
هوش مصنوعی: چطور میتواند کرم، دلِ پرندهای را که هیچ چیز جز آشیانهاش را ندارد، پر از محبت کند؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو آتشی است لب لعل پر فسانه او
زبان به عشوه برآوردنش زبانه او
بهانه در دم قتلم اگر کنده چه زیان
به نقد می کندم قتل چون بهانه او
شهی است باده فروش و خزانه میخانه
[...]
کجاست آن پسر جامه باف خانه او
که تار و پود مرا کند اصول شانه او
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.