آنم که بندگی نکنم حرص و آزار
آزادگیست رسمم و این خود سزد ز من
حقا که بر سر افسر شاهی نبایدم
گر بیم آن بود که صداعی رسد ز من
شادی نمای هستم و از دولت زمان
غم نیز هم نمیخورم از محنت ز من
اکنون زمانه گرچه شمار از کسی نیافت
کز جهل فرق می نکند کیل را ز من
غمگین مباش ابن یمین ز آنکه پیش ازین
جمعی گرفته اند بدل تیره را ز من


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه به بیان شخصیت و اصول اخلاقی خود میپردازد. او خود را آزاد و بیپروا معرفی میکند و تأکید میکند که از بندگی و حرص دوری میگزیند. با اعتقاد به اینکه نباید به مقام و قدرت وابسته باشد، به شادابی و خوشحالی اهمیت میدهد و از غم و اندوه دوری میکند. در نهایت، به خود و دیگران یادآوری میکند که گرفتار غم نشوند، زیرا مشکلات و دردها همواره وجود دارند و باید به خاطر آنها ناراحت نشد.
هوش مصنوعی: من فردی هستم که اهل بندگی نیستم و حرص و آزار را نمیپسندم. آزادگی و آزادمنشی شیوهی من است و این ویژگی به خوبی برای من مناسب است.
هوش مصنوعی: واقعاً نباید بر سر تاج شاهانه قرار بگیرد، اگر ترس از این باشد که سردردی از من ناشی شود.
هوش مصنوعی: من مانند شادی هستم و از وضعیت زمان نه تنها غمگین نیستم، بلکه از درد و رنجی که از من فرار کرده نیز نگران نیستم.
هوش مصنوعی: امروز زمانه به جایی رسیده است که کسی نمیتواند به تنهایی از جهل خود فاصله بگیرد و تفاوتی میان آگاهی و ناآگاهی قائل شود.
هوش مصنوعی: غصه نخور، ابن یمین، چرا که قبل از تو عدهای دیگر هم از من دلی شکستند و غم خود را به دل تاریک من منتقل کردند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.