گنجور

 
ابن یمین فریومدی
 

ابن یمین اگر همه عالم بکام تست

باید کزان فرح نفزاید دل ترا

ور ملک کاینات ز دستت برون شود

هان تا غمش ز جان رباید دل ترا

چون هست و نیست نماند بیک قرار

آن به کزان بیاد نیاید دل ترا

قانع شو و متابعت عقل پیر کن

کز بند غم جز او نگشاید دل ترا

جز صیقل قناعت و استادی خرد

از زنگ حرص کس نزداید دل ترا