گنجور

 
ابن یمین

در اینزمانه ندانم کسی ز اهل خرد

نظر بدوزد و بهر طمع زبون نشود

مجردی چو الف در جهان کجا باشد

که پیش میم طمع قامتش چو نون نشود

غلام همت آنم که خاطر عالیش

مطیع همت انباء دهر دون نشود

چو خاک پای لئیمان شوی ز آتش حرص

شود بباد همه آبروت و چون نشود