ما را شکایتیست ز گردون دون نواز
کانرا چو دور او سرو پائی پدید نیست
بس ماجری که خاسته بینم زهر کنار
واندر میان جمله صفائی پدید نیست
کردم نگاه در گل و بلبل بباغ فضل
در هیچ فصل برگ و نوائی پدید نیست
شد کارگاه فضل بدستان روزگار
وین غم بتر که عقده گشائی پدید نیست
گفتم بعقل جان نبرم از ره مخوف
زیرا چو عقل راهنمائی پدید نیست
دیدیم و آزموده بکرات حال عقل
زو نیز هم اصابت رائی پدید نیست
از خود طلب مراد خود ایدل که غیر تو
در خانه هیچ خانه خدائی پدید نیست
گردون بمهرت ار چه که دل گرمئی دهد
مغرور آن مشو که وفائی پدید نیست
ایدل علاج تو گر ازاینسان کند فلک
دمساز درد شو که دوائی پدید نیست
در شام غم بظلمت دلگیر خوش برای
کز صبح خرمیت ضیائی پدید نیست
از خشکسال مکرمت اغصان فضل را
در هیچ فصل نشو و نمائی پدید نیست
ابن یمین کرم مطلب در جهان که آن
عنقای مغربست که جائی پدید نیست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از نارسایی و کمبود زیباییهای زندگی شکایت میکند و میگوید در میان دردها و ناامیدیها، هیچ نشانهای از شادی و سرزندگی دیده نمیشود. او به بررسی طبیعت و عشق میپردازد، اما حتی در باغ و میان گل و بلبل، نشانی از زیبایی و سر و صدا وجود ندارد. شاعر همچنین دربارهٔ عقل و عدم وجود رهبری مطمئن در زندگی سخن میگوید و میفهمد که برای رسیدن به مراد و خوشبختی، تنها راه درون خود اوست. در نهایت، او به غم و ناامیدی از وفاداری عشق اشاره میکند و به دنبال محلی برای یافتن خوشبختی است که وجود ندارد.
هوش مصنوعی: ما از آسمان پستی که زخمت ما را به یاد میآورد، شکایت داریم؛ زیرا مانند دوری آن، هیچ نشانی از سرو و پا در اینجا وجود ندارد.
هوش مصنوعی: بسیاری از مشکلات و حوادثی که میبینم، به مانند زهر در کنار هم جمع شدهاند و در میان تمام آنها هیچ نشانهای از زیبایی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: در باغ علم و خلاقیت، وقتی به گل و بلبل نگاه میکنم، در هیچ فصلی نشانهای از جوانه و آواز وجود ندارد.
هوش مصنوعی: زمانه، محلی برای نمایش مهارتهای اهل فضل و دانشمندان شده است، اما این درد عمیقتر است که هنوز راهی برای حل شدن مشکلات و گرههای ذهنی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: گفتم که از مسیر خطرناک و تاریک نباید بروم، زیرا وقتی عقل راهنمایی نداشته باشد، عاقلانه نیست که جلو بروم.
هوش مصنوعی: ما بارها دیدیم و تجربه کردیم که حال عقل نیز از او به خوبی نتیجهگیری میسر نیست.
هوش مصنوعی: از خودت بخواه که خواستههایت را به دست آوری، چون غیر از تو در وجود هیچ کس دیگری، نشانهای از خداوندی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اگرچه آسمان به عشقت دلگرمی میدهد، اما فریب نخور، چرا که هیچ وفایی در کار نیست.
هوش مصنوعی: ای دل، اگر سرنوشت اینگونه با تو رفتار کند، درد را تحمل کن زیرا هیچ درمانی برای آن وجود ندارد.
هوش مصنوعی: در شب تاریک و غمانگیز، دلم گرفته است، زیرا هیچ نشانی از روشنایی و خوشحالی در صبح فردا دیده نمیشود.
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچ سبزینی و برکتی بدون مهربانی و فضل وجود ندارد، حتی در فصول مختلف هم نمیتوان شاهد رشد و شکوفایی آن بود.
هوش مصنوعی: ابن یمین در این بیت به این معنا اشاره دارد که در دنیای ما، بهترین و ارزشمندترین چیز بهمانند یک مرغ mythical و افسانهای است که هرگز در هیچجا یافت نمیشود. او به کیفیت و کمنظیری که در طلب دارد، اشاره میکند و میگوید که هرگز در عالم وجود، چیز ارزندهای به این شکل پیدا نخواهد شد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.