گنجور

 
بیدل دهلوی
 

نه تعین نه ناز می‌رسدم

تا جبین یک نیاز می‌رسدم

ناز اقبال نارسایی ها

تا به زلف ایاز می‌رسدم

تا ز خاکسترم اثر پیداست

سوختن بی تو باز می‌رسدم

تا شوم قابل نم اشکی

دیده تا دل گداز می‌رسدم

مژدهٔ وصل و بخت من هیهات

این نوا از چه ساز می‌رسدم

نشئهٔ انتظار یعقوبم

ساغر از چشم باز می‌رسدم

وارث عبرتم علاجی نیست

از جهان احتراز می‌رسدم

سوی دنیا نبرده‌ام دستی

گرکنم پا دراز می‌رسدم

گر همین نفی خویش اثباتست

رنگ نا رفته باز می‌رسدم

سعی اشکم‌ که دیده تا مژگان

صد نشیب و فراز می‌رسدم

گر رموز حقیقتم این است

هرکجایم مجاز می‌رسدم

نرسیدم به هیچ جا بید‌ل

تا کجا امتیاز می‌رسدم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.