حسین را گفتم که نورزیدی تا اینجا که زمین مرده بود و غیر تو بود زنده شد؟ اگر بورزی تا خود را نیز زنده کنی به طریق اولی بود، از زنده شدن غیر که زمین است چنین خوشیات میآید، تا از زنده شدن خودت تا چه خوشیهات آید. کار به اندازهٔ توانایی و داناییست؛ چون قدرت و علم اللّه را اندازه نیست، کار او را هم اندازه نیست؛ اینقدر حیاتت اللّه داده است، اگر بورزی زندگیی دهدت که این زندگی در برابر آن زندگی مردگی باشد.


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به حسین میگوید که او تا به حال در دنیای مرده و یأسآور زندگی کرده و فقط با ظهور خود زنده شده است. او تأکید میکند اگر حسین به واقعیت وجود خود پی ببرد و تلاش کند، زندهتر از این خواهد شد. همچنین اشاره میکند که زندگی و حیات واقعی تنها به دست خداوند است و توانایی و علم او بینهایت است. در نهایت، شاعر به حسین میفهماند که اگر تلاش کند، زندگیاش به مراتب خوشتر و باارزشتر خواهد بود.
هوش مصنوعی: به حسین گفتم: آیا تا به حال فکر کردهای که این زمین مرده بود و حالا به خاطر تو زنده شده است؟ اگر تو هم زنده شوی، باید این زنده شدن برایت خوشایندتر باشد. از اینکه غیر تو، یعنی زمین، زنده شده، خوشحال هستی؛ حالا تصور کن که از زنده شدن خودت چه خوشیای خواهی داشت. کار هر کس به اندازهٔ توانایی و داناییاش است. قدرت و علم خداوند بیپایه است، پس کار او نیز بیپایه و اندازه است. تا الآن زندگیای که خدا به تو داده، همینقدر است؛ اگر به تلاش خود ادامه دهی، زندگیای به تو عطا میشود که در مقایسه با آن، زندگی فعلیات هیچ است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.