گنجور

 
عطار نیشابوری
 

اصل ایمان هست شش چیز ای وحید

با تو گویم گر بدل خواهی شنید

سه از آن شش با یقین خوف و رجاست

پس توکل با محبت با حیاست

هرکرا نور یقین حاصل بود

صاحب ایمان و روشن دل بود

هر که خوفی نبود اندر جان او

ای پسر باشد ضعیف ایمان او

نامهٔ اعمال اگر نبود سپید

رو مباش از رحمت حق ناامید

هر کرا نبود توکل با خدای

شایدت بروی بگریی های های

آنکه حب حق نباشد در دلش

از عمل جز باد نبود حاصلش

باش ای بنده خدا را دوست دار

تا شوی تو از عذابش در کنار

ای برادر شرمی از ایمان بود

بی حیا از زمرهٔ شیطان بود

گر تو هستی مومن و پرهیزگار

از خدای و از خلایق شرم دار