گنجور

ادامه

 
عطار
عطار » نزهت الاحباب
 

چون بخوانی این غزل با او بگوی

انتظارت می‌کشم زوتر بپوی

تا بخواهم عذر تو یکبارگی

زانکه از ما دیدهٔ آوارگی

هیچ اندیشه مکن از دشمنان

زانکه دارم بیعدد من دوستان

چون بدانند دوستان احوالهات

رحمت آرند بر تو و آمالهات

بوستان و گلستان آن تواست

بعد از این جان من و جان تو است

باغبان را من کنم دلخوش ز تو

گرچه در دل دارد او آتش ز تو

روز وشب در مجلسم باشی مقیم

نزد من باشی مرا باشی ندیم

آنچه می‌گویم برو باوی رسان

گو مترس از ناکسان و از کسان

کرد یک یک آن حکایتهای راز

از برای خاطر آن دل نواز

چون صبا را دید بلبل پیش رفت

مست عشق آمد دلش از خویش رفت

دست بوسی کرد وز جان ناله کرد

دیده را چون ابر پر از ژاله کرد

گفت نه برگردنم منت بسی

زانکه از من می‌کشی زحمت بسی

باز رستی از نگار سنگدل

دلبر هر جائیی پیمان گسل



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.