گنجور

 
عطار نیشابوری
 

گفت چون تابوت موسی بر شتاب

دید فرعونش که میآورد آب

چارصد زیبا کنیزک همچو ماه

ایستاده بود پیش او براه

گفت با آن دلبران دلنواز

هرکه آن تابوتم آرد پیش باز

من ز ملک خویش آزادش کنم

بی غمش گردانم و شادش کنم

چارصد دلبر بیک ره تاختند

خویش را در پیش آب انداختند

گرچه رفتند آن همه یک دلنواز

شد بسبقت پیش آن تابوت باز

برگرفت از آب و در پیشش نهاد

پیش فرعون جفا کیشش نهاد

لاجرم فرعون عزم داد کرد

چارصد مه روی را آزد کرد

سائلی گفتا که ای عهدت درست

گفته بودی هرکه تابوت از نخست

پیشم آرد باز دلشادش کنم

خلعتش در پوشم آزادش کنم

کارچون زان یک کنیزک گشت راست

چارصد را دادن آزادی چراست

گفت اگرچه جمله درنایافتند

نه ببوی یافتن بشتافتند

جمله را چون بود امید یافتن

بر همه باید چو شمعی تافتن

گر یکی زان جمله ماندی ناامید

شب شدی بر چشم او روز سپید

لاجرم گردن گشادم جمله را

خط آزادی بدادم جمله را

آن لعین گر رحمتی در سینه داشت

زان چه مقصودش چو حق را کینه داشت

خلق عالم آشکارا و نهان

جمله خواهانند حق رادر جهان

جمله او را خواستند او مینخواست

تا نخواهد او نیاید کار راست

بادلی پر مهر فرعون لعین

خواست از جان قرب رب العالمین

لیک چون حق مینخواست او را چه سود

کانچه بودش آرزو او را نبود

کار از پیشان اگر بگشایدت

هر دمی صد گونه در بگشایدت

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.