بود مجنونی نکردی یک نماز
کرد یک روزی نماز آغاز باز
سایلی گفتش که ای شوریده رای
گوئیا خشنودی امروز از خدای
کاین چنین گرمی بطاعت کردنش
سر نمیپیچی ز فرمان بردنش
گفت آری گرسنه بودم چو شیر
چون مرا امروز حق کردست سیر
میگزارم پیش او نیکو نماز
زآنکه او با من نکوئی کرد ساز
کار گو چون مردمان کن هر زمان
تا کنم من نیز هم چون مردمان
عشق میبارد ازین شیوه سخن
خواه تو انکار کن خواهی مکن
شرع چون دیوانه را آزاد کرد
تو به انکارش نیاری یاد کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، مجنون به نماز خواندن پرداخته و به سائل میگوید که امروز به خاطر سیر شدنش از حق، نیت نماز کرده است. او به سائل توضیح میدهد که باید بنده خدا را همانند دیگران اطاعت کند و خود را به شیوه عشق به او نزدیک کند. در انتها، به آزادی دیوانهوار شرع اشاره میکند و میگوید که مهم این است که از این عشق و اطاعت غافل نشود، چه کسی آن را انکار کند یا نه.
هوش مصنوعی: مجنون که در عشق لیلی زندگی میکند، یک روز تصمیم میگیرد نماز بخواند و این کار را آغاز میکند.
هوش مصنوعی: سایلی به او گفت: ای کسی که افکارت آشفته است، به نظر میرسد که امروز از خدا رضایت داری.
هوش مصنوعی: اینطور که او با محبت و بیتوجهی به خواستهاش رفتار میکند، هیچگاه از اطاعت و پیروی از دستوراتش سر نمیپیچم.
هوش مصنوعی: گفت آری، من هم گرسنه بودم چون شیر، اما امروز خدا مرا سیر کرده است.
هوش مصنوعی: من به خاطر خوبیهایی که او با من کرده، بهترین نماز را در پیش او به جا میآورم.
هوش مصنوعی: هرگاه که کاری انجام میدهی، مانند دیگران عمل کن تا من هم بتوانم همچون آنها رفتار کنم.
هوش مصنوعی: عشق از این روش بیان جاری است، حتی اگر تو آن را انکار کنی یا نپذیری.
هوش مصنوعی: وقتی که قوانین دینی به فردی که دیوانه است اجازهٔ آزادی میدهند، تو هم نباید انکار کنی که او را نمیتوان به یاد آورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.