بود آن دیوانهٔ در اضطرار
در مناجاتی شبی میگفت زار
کای خدا از تو نخواهم هیچ من
یا دهی یا ندهیم بشنو سخن
سخت در خود مانده ام جان در خطر
تا که از من این چه دادی واببر
این وجودم را که داری در زحیر
مینخواهم هیچ میگویم بگیر
هرچه از دیوانه آید در وجود
عفو فرمایند از دیوان جود
گرچه نبود نیک بپذیرند ازو
پس بچیزی نیک بر گیرند ازو
هر بد او را مراعاتی کنند
از نکو وجهی مکافاتی کنند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، دیوانهای در حال ندامت و اضطراب شبانه با خداوند صحبت میکند. او از خدا درخواست میکند که چیزی از او نخواهد و فقط به سخنانش گوش کند. او در وضعیت خطرناکی به سر میبرد و به خدا میگوید که وجودش را نمیخواهد، بلکه خواهان عفو و بخشش است. او از خدا میخواهد که حتی اگر دیوانهوار سخن میگوید، سخنان او را بپذیرد و نیکیهایی در او را مد نظر قرار دهد. در نهایت، شاعر به مفهوم بخشش و رحمت خداوند میپردازد و بر اهمیت محبت و فهم نیکو در برخورد با دیگران تأکید میکند.
هوش مصنوعی: شب، آن دیوانهای که در وضعیت ناگوار و اضطراب بود، در حالی که دعا و مناجات میکرد، به شدت ناله میزد.
هوش مصنوعی: ای خدا، من از تو چیزی نمیخواهم؛ یا بده یا نده، حرفم را بشنو.
هوش مصنوعی: من به شدت در فکر و نگرانی هستم و جانم در خطر است، زیرا نمیدانم با این وضعیت چه کنم و چگونه از این جنبهای که به من دادهای، عبور کنم.
هوش مصنوعی: من این وجود خود را که در اختیار توست، به هیچ میخواهم بگویم که بگیر.
هوش مصنوعی: هر چیزی که از دیوانه صادر شود، در وجود نباید سختگیری کرد و باید آن را با لطف و سخاوت بپذیریم.
هوش مصنوعی: اگرچه او نیکو نیست، اما باید پیدا کرد تا از چیزهای خوب او بهره برد.
هوش مصنوعی: هر کس که بدی کند، باید به نوعی از نیکی و خوبی نیز بهرهمند شود یا به او پاداشی از نیکویی برسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.