آن وزیری را چو آمد مرگ پیش
کرد حیران روی سوی قوم خویش
گفت دردا و دریغا کز غرض
آخرت با خواجگی کردم عوض
زآرزوی این جهان میسوختم
لاجرم آن یک بدین بفروختم
میروم امروز جانی سوخته
رفته دنیا و آخرت بفروخته
ای دل غافل دمی بیدار شو
چند بد مستی کنی هشیار شو
رفتگان اندر نخستین منزلند
منتظر بنشسته و مستعجلند
بیش ازین در بند خودشان می مدار
چندشان فرمائی آخر انتظار



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: وزیری که با نزدیک شدن مرگش به شدت نگران است، از اینکه زندگیاش را صرف دنیای فانی کرده و آخرت را به خاطر خواجگی فروخته، غصه میخورد. او از دل خود میخواهد که بیدار شود و به این حقیقت توجه کند که زندگی گذراست و باید از حالت غفلت خارج شود. او به یاد رفتگان اشاره میکند که در انتظارند و تأکید میکند نباید بیشتر از این در بند خودمان بمانیم و باید درک کنیم که زمان محدود است.
هوش مصنوعی: وزیری که با مرگ روبهرو شد، به شدت حیرتزده و شگفتزده به سوی مردم خود نگریست.
هوش مصنوعی: گفت درد و حسرت میکشم که به خاطر رسیدن به آخرت، جایگاهی را که داشتم از دست دادم.
هوش مصنوعی: به خاطر آرزوهای این دنیا سختی و رنج میکشیدم، بنابراین ناگزیر یکی از آرزوهایم را به این دنیا واگذار کردم.
هوش مصنوعی: امروز به جایی میروم که دلم را با خود بردهام و هر دو دنیا را برای کسب تجربه و شناخت فروختهام.
هوش مصنوعی: ای دل بیخبر، لحظهای بیدار شو و از خواب غفلت بیدار شو؛ دیگر چه مدت میخواهی در مستی بمانی؟ زمان آن رسیده که هوشیار و بیدار شوی.
هوش مصنوعی: افرادی که رفتهاند در ابتدا در حال انتظار هستند و نگران و بیتابند.
هوش مصنوعی: دیگر بیش از این وقت خودت را بر سر این افراد تلف نکن، زیرا در نهایت تو هستی که باید منتظر نتیجه و پاسخ بمانی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.