خواجه اکافی درآمد در سخن
خلق میبالید ازو چون سرو بن
منبرش گوئی ورای عرش بود
آسمان در جنب او چون فرش بود
در بلندی سخن چندان برفت
کان زمان از خلق گوئی جان برفت
چون بلندی سخن میداد دست
مستمع بیهوش می افتاد پست
کرد بر مجلس مگر مردی گذر
گفت پیش آرید کار کفشگر
خواجه کان بشنود شد با درد جفت
گفت بشنو دید آنچ این مرد گفت
زین سخن الهام آمد در دلم
شد جهانی درد در دل حاصلم
ملهمم گفت این سخنهای بلند
نیست اندر خورد مشتی مستمند
این سخن پرندگان زنده راست
نه خر پالانی و خربنده راست
رهروان را همچو مرغان می مسوز
رهروان را پارهٔ بر کفش دوز
ره روانند اهل مجلس سر بسر
پاره دوزی کن چو مرد کفشگر
پشهٔ را قوت پیلی میدهی
مور را با جبرئیلی مینهی
راه رو را گر بخواهی دوخت کفش
بس طپانچه میزنی تو با درفش
کار چون از حد خویش افزون رود
صاحب آن کار را در خون رود
فی المثل عشق ار ز طاقت بیش شد
صاحبش در خون جان خویش شد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعری به نام خواجه اکافی در مجلس سخنرانی میکرد و سخنانش به قدری بلند و تاثیرگذار بود که حاضران به شدت تحت تاثیر قرار میگرفتند و بیهوش میشدند. اما در میانهٔ مجلس شخصی به نام کفشگر صدای خود را بلند کرد و خواستهاش را مطرح نمود. خواجه با شنیدن درخواست کفشگر به دردی عمیق مبتلا شد و متوجه شد که سخنهای بلند او نه به کار مستمندان میآید و دچار تناقض است. او به اهمیت توجه به نیازهای واقعی مردم اشاره میکند و میگوید که اگر در فعالیتهای خود از حد اعتدال خارج شویم، ممکن است صاحب آن کار دچار مشکلات شدید شود. این شعر به نقد تکلف در سخن و لزوم توجه به شرایط واقعی زندگی مردم میپردازد.
هوش مصنوعی: خواجه اکافی وارد گفتگو شد و به قدری در کلام خود مهارت داشت که مانند سرو بر افراشته و مغرور به نظر میرسید.
هوش مصنوعی: منبر او به نظر میرسد که بالاتر از عرش قرار دارد و آسمان در کنار او مانند فرش به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: در بالایی کلام به قدری رفت که گویی زمانی دیگر از مردم، جانشان جدا شد.
هوش مصنوعی: وقتی سخن به زیبایی و بلندای خاصی بیان میشود، شنونده به قدری محو و متأثر میشود که از حال میرود و به زمین میافتد.
هوش مصنوعی: مردی به مجلس آمد و گفت که کار کفشگر را جلو ببرید.
هوش مصنوعی: خواجه که صدای درد و ناله را میشنود، بیاختیار به درد او پی میبرد و میگوید: «بشنو، ببین چه چیزی را این مرد بیان میکند.»
هوش مصنوعی: از این کلام الهاماتی به دلم خطور کرد و دلم پر از درد و رنج شد.
هوش مصنوعی: ملهمم گفت که این صحبتهای عمیق و بلند، برای افرادی که در فقر و تنگدستی به سر میبرند، قابل درک نیست.
هوش مصنوعی: پرندهها به بهشتی بودن و آزادی خود میبالند، اما آنهایی که در قفس هستند یا در زنجیر، نمیتوانند از این حال و هوای آزادی و زندگی حقیقی بهرهمند شوند.
هوش مصنوعی: مسافران را همانند پرندگان بسوزان، زیرا آنها در ازای سختیهای سفر، به چیزی بیشتر از پارهای از لباسشان نمیرسند.
هوش مصنوعی: اهل مجلس در حال حرکت هستند و مانند یک دوزنده حرفهای، در کار خود دقت و مهارت به خرج میدهند.
هوش مصنوعی: تو به یک پشه قدرت یک فیل میدهی و به یک مور در شرایطی که مجبور است، مانند جبرئیل کمک میکنی. این جمله نشاندهندهی تناقض یا غیر منطقی بودن این رفتار است؛ یعنی یک موجود کوچک را توانمند میکنی و موجودی دیگر را در شرایط خاص و بزرگتر از آنچه هست، یاری میرسانی.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی در یک مسیر پیشرفت کنی، باید با تلاش و پشتکار، موانع را از سر راه برداری و به هدف خود برسید.
هوش مصنوعی: وقتی که کاری از اندازه و حدود خود فراتر میرود، فردی که مسئولیت آن کار را دارد، به شدت دچار مشکل یا ناامیدی میشود.
هوش مصنوعی: اگر عشق از حد طاقت فرد فراتر برود، مالک آن عشق به جان خود آسیب میزند و ممکن است به مرگ او منجر شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.