بامریدان شیخی از راه دراز
آسیا سنگی همی آورد باز
از قضا بشکست آن سنگ گران
شیخ را حالت پدید آمد بر آن
جملهٔ اصحاب گفتند ای عجب
جان ازین کندیم ما در روز و شب
هم زر و هم رنج ما ضایع بماند
خود مگیر این آسیا ضایع بماند
این چه جای حالتست آخر بگوی
ما نمیدانیم این ظاهر بگوی
شیخ گفت این سنگ ازان این جا شکست
تا زسرگردانی بسیار رست
گر نبودی این شکستش اندکی
روز و شب سرگشته بودی بیشکی
چون شکستی آمد او را آشکار
دایماً آرام یافت آن بیقرار
چون ز سنگ این حالتم معلوم گشت
حالی از سنگم دلی چون موم گشت
چون بگوش دل شنیدم راز از او
اوفتاد این حالتم آغاز از او
هرکرا سرگشتگی پیوسته شد
چون شکست آورد کلی رسته شد
هرکه او سرگشته و حیران بماند
درد او جاوید بیدرمان بماند
از همه کار جهان نومید شد
کار او خون خوردن جاوید شد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، بامریدان شیخی داستانی را روایت میکنند که در آن آسیا سنگی به طور ناگهانی میشکند و باعث بروز حالتی در شیخ میشود. اصحاب شیخ از این وضعیت تعجب کرده و به ناامیدی خود از تلاشهایی که در زندگی انجام دادهاند، اشاره میکنند. شیخ با اشاره به اینکه این شکست سنگ باعث رهایی او از سرگردانی شده، توضیح میدهد که در برخی مواقع، شکستها میتوانند به فرد آرامش و روشنایی ببخشند. او میگوید که اگر این شکست رخ نمیداد، او همچنان در بلاتکلیفی باقی میماند. در نهایت، شیخ به اهمیت شکست و رهایی از درد و عذاب ناشی از سرگشتگی و ناامیدی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: یک مرد از دور جادهای طولانی را طی کرده و سنگی را از آسیا برمیگرداند.
هوش مصنوعی: به طور ناگهانی، آن سنگ بسیار سنگین شیخ شکست و حالتی را بر او آشکار کرد.
هوش مصنوعی: همهٔ دوستان گفتند، عجب است که ما در روز و شب مدام از این موضوع ناراحتیم.
هوش مصنوعی: هم طلا و هم زحمت ما به هدر میرود، بنابراین خودت را ناتوان مگذار، که این آسیاب هم نابود خواهد شد.
هوش مصنوعی: این کجا و چه حال و روزی است که ما در آن هستیم؟ آخر بگویید که ما نمیدانیم، فقط این جلوه و ظاهر را بیان کنید.
هوش مصنوعی: شیخ گفت این سنگ از همین جا به خاطر سرگردانی و بلاتکلیفی زیادی شکسته شده است.
هوش مصنوعی: اگر این شکست وجود نداشت، قطعاً روز و شب بیشتر سرگردان و آشفته بودی.
هوش مصنوعی: زمانی که تو شکسته شدی، او را به وضوح دیدی، و همواره در حال آرامش یافتی، در حالی که آن شخص همیشه در درونش بیقراری داشت.
هوش مصنوعی: وقتی حالتم از سنگ بودنم مشخص شد، دلی شاداب و نرم مانند موم پیدا کردم.
هوش مصنوعی: وقتی که با گوش دل اسراری را از او شنیدم، این حالتی که در من به وجود آمد، با او آغاز شد.
هوش مصنوعی: هر کسی که دائماً در بلاتکلیفی و سردرگمی باشد، وقتی به شکست برسد، تمام قید و بندها و مشکلات او از بین میرود.
هوش مصنوعی: هر کسی که در وضعیت سرگردانی و گیجی باقی بماند، درد و رنج او دائمی و بیدارو خواهد بود.
هوش مصنوعی: او از تمامی کارهای دنیا ناامید شد و تنها مشغلهاش در حال حاضر خوردن خون به عنوان کاری جاودان شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.