گنجور

 
عطار

گر لعلِ لبِ تو دَرِّ شهوارم داد

زلف تو ز پی شکست بسیارم داد

با لعلِ لبِ تو کارِ ما چون زر بود

زلفت به ستیزه تاب در کارم داد