گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
خاقانی

چون پای غم ار ز مجلست بیرونم

از دست غمت چو می در آب و خونم

تو مجلس می نشانده دانم چونی

من غرقه خون نشسته دانی چونم

عطار

دانی تو که از حلقهٔ زلفت چونم

چون حلقه منه از در خود بیرونم

شک نیست که خونی نرهد از سردار

خونی گردی اگر شوی در خونم

اوحدالدین کرمانی

از درد سر خویش ندانم چونم

وز دایرهٔ وجود خود بیرونم

یا رب تو مرا از سر و گردن برهان

کز خود به سری زگردنی افزونم

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از اوحدالدین کرمانی
اهلی شیرازی

ای آنکه ز شوق آهویت مجنونم

درویش توام ز پادشه افزونم

من رند و شرابخواره آسوده ز گنج

یک تنگه اگر مرا بود قارونم

واعظ قزوینی

ای درد تو لیلی دل مجنونم

خرم ز غم تو خاطر محزونم

از بسکه شکفته گل گل، از خار رهت

گویی گل خار است دل پر خونم

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه