هرگاه که مست آن لقا باشم
هشیار جهان کبریا باشم
مستغرق خویش کن مرا دایم
کافسوس بود که من مرا باشم
کان دم که صواب کار خود جویم
آن دم بتر از بت خطا باشم
گه گه گویی که دیگری را باش
چون نیست به جز تو من که را باشم
تا چند کنی ز پیش خود دورم
تا کی ز جمال تو جدا باشم
از هر سویم همی فکن هر دم
مگذار که یک نفس مرا باشم
گر تو بکشی چو شمع صد بارم
چون آن تو کنی بدان سزا باشم
صد خون دارم اگر به خون خویش
در بند هزار خون بها باشم
گفتم به بر من آی تا یکدم
در پیش تو ذرهٔ هوا باشم
گر قصد کنی به خون جان من
بر کشتن خویشتن گوا باشم
گفتی که چو باد و دم رسد کارت
من با تو در آن دم آشنا باشم
گر آن نفس آشنا شوی با من
آنگاه من آن نفس کجا باشم
نی نی که تو باش در بقا جمله
کان اولیتر که من فنا باشم
عطار اگر فنا شوم در تو
گر باشم و گر نه پادشا باشم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به شوق وصال و عشق ذاتی خود میپردازد. او از احساسات و حالاتی که در حضور معشوق حس میکند، سخن میگوید و خواهان غرق شدن در عشق است. او اعتراف میکند که هر بار که در جستجوی حقیقت و خویشتن خویش است، بیشتر از خود دور میشود و این جدایی برایش سخت است. شاعر میخواهد در سایهی وجود محبوب، هر لحظه را با او بگذراند و حتی اگر قرار باشد جانش را فدای عشق کند، آن را با کمال میل میپذیرد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که در عشق به معشوق، مفهوم فنا و بقا یکی میشود.
هوش مصنوعی: وقتی که در تماشای زیبایی و دیدار تو سرمست هستم، در عین حال نسبت به عظمت و بزرگی جهان نیز هوشیار هستم.
هوش مصنوعی: مرا دائماً در خود غرق کن، زیرا افسوس فقط این است که من خودم را دارم.
هوش مصنوعی: در آن لحظهای که برای انجام کار صحیح و درست خود تلاش میکنم، به حالت بدی میافتم و از خودم گم میشوم و از واقعیتم دورتر میشوم.
هوش مصنوعی: گاهی میگویی که به دیگری وابسته باش، در حالی که جز تو کسی وجود ندارد و من نمیتوانم به هیچکس غیر از تو وابسته باشم.
هوش مصنوعی: چند مدت دیگر میخواهی مرا از خود دور نگهداری؟ تا چه زمانی باید از زیبایی تو بیخبر باشم؟
هوش مصنوعی: هر لحظه از هر طرف مرا به زحمت میاندازی و نمیگذاری حتی یک لحظه آرام بگیرم.
هوش مصنوعی: اگر تو مرا بکشی مثل شمع، که بارها میسوزد، سزاوار آن خواهی بود که این کار را با من بکنی.
هوش مصنوعی: هرچند که دلم پر از غم و اندوه است و میتوانم برای عشق تو هزار بار خونگریه کنم، اما حاضرم تا پای جانم فدای تو شوم و بهای عشق و احساساتم را بپردازم.
هوش مصنوعی: گفتم نزدیک من بیا تا به مدت کمی هم که شده، در حضورت به اندازهٔ یک ذره هوا زندگی کنم.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی جان من را با خون خود بکش، من هم گواهی بر این کار خودم خواهم بود.
هوش مصنوعی: تو گفتهای که وقتی بادی و نفسی به من برسد، در آن لحظه من هم با تو آشنا خواهم بود.
هوش مصنوعی: اگر آن نفس (نفس آشنا) به من نزدیک شود، دیگر من کجا میتوانم باشم؟
هوش مصنوعی: نمیتوانی در جاودانگی بمانی، زیرا از ابتدا مقرر شده که من فنا شوم.
هوش مصنوعی: حتی اگر من در تو نابود شوم، مهم نیست؛ اگر تو باشی یا نباشی، من به تنهایی نیز پادشاه هستم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.