گنجور

 
عطار نیشابوری
 

روان شد باز تند و تیز منقار

بخون بلبل زار کم آزار

به زهر آلوده کرده تیغ و چنگال

به هیبت بازگسترده پر و بال

بساط خدمت سلطان ببوسید

ز سر تا پای خود جوشن بپوشید

چنان مستغرق فرمان شه شد

بجای پا سرش بر خاک ره شد

نشان بندهٔ مقبل همان است

که پیش از کار کردن کاردان است

ز مهتر کار فرمودن ز کهتر

بجان کوشیدن اندر کار مهتر

هر آن کهتر که داند حق شناسی

ازو هرگز نیاید ناسپاسی

هر آن کهتر که او عقل و ادب داشت

مدام اندر وفاشوق و طلب داشت

هر آن کهتر که با مهتر ستیزد

چنان افتد که هرگز برنخیزد

پی فرمان گرفت آمد به بستان

چو مستان بود بلبل درگلستان

هوا چون نافهٔ مشگین معطر

چمن چون عالم علوی منور

میان خود به عیش گل ببسته

چو بلبل را بدو تقوی شکسته

صفای گلستان از بی بقائی

نوای بلبلان از بی نوائی

به گوشش نالهٔ بلبل خوش آمد

به چشمش رنگ و بوی گل خوش آمد

به چرخ آورد یک دم باز را عشق

به بست از گفت و گو دم باز را عشق

چو باز آمد به خود از بیخودی باز

به خون بلبلان در کار شد باز

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.