گنجور

 
عطار نیشابوری
 

چو کردی اربعین دیگر آغاز

بکلی خویش را از خود بپرداز

درین نوبت دگرگون گردد احوال

که خواهی گشت ای جان صاحب حال

شوی مرده ز هستیها به یکبار

که بر تو ناید از هستی دگربار

بترک ذکر و فکر خود بگوئی

بیکره دست ودل زانجمله شوئی

چنان مستغرق مذکور گردی

که صد فرسنگ از خوددور گردی

مگر وقت ادای هر نمازی

ترا با خود دهند از بهررازی

بجز یک قطره آبی وقت افطار

درونت از خورش ندهد دگر بار

بیابی تو عنایت را عطائی

بیابد نفست از خوردن رهائی

دگر هرگز خبر از خود نداری

که تا این اربعین را برسرآری

مگر در صبح آخر روز ناچار

هم از خود باخبر گردی هم از یار

چنین گر بر سر آید اربعینت

بسا دولت که با جان شد قرینت

بدین دولت نیابد هر کسی راه

مگر آنکس که باشد خاص درگاه

درین امت کسان هستند مستور

بمعنی دائماً از خلق مهجور

که روزی را که بگذارند در صوم

بود فاضلتر از چل روز آن قوم

سه روز ایام بیضی را که دارند

از ایشان اربعین‌ها درگذارند

هر آن کشفی که ایشان را بچل روز

شود حاصل بجد و جهد دلسوز

بر اینها کشف گردد آن بیکدم

از آن باشند بر جمله مقدم

ازین بگذر فلان ساز دگر ساز

که با هر کس نشاید گفتن این راز

چو این چار اربعین آمد بانجام

دگرگون ریزم اندر حلق تو جام

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.