گنجور

 
عطار نیشابوری
 

سپهر دین عمر خورشید خطاب

چراغ هشت جنت شمع اصحاب

چه شمعی کافتاب نامبردار

طواف او کند پروانه کردار

ازین پرتو که بود آن شمع دین را

نمی‌شایست جز خلد برین را

اگر او قطب دین حق نبودی

کمال شرع را رونق نبودی

ز بهر سر بریدن سر بداد او

بدان شد تا سرآرد سر نهاد او

چو آهنگ سر شمع هدی کرد

به پیش طای طاها سر فدا کرد

چو چشم جان او اسرار بین شد

شکش برخاست مشکلها یقین شد

شریعت را کمال افزود اول

ز چل مردان یکی او بود اول

رسولش گفت گر بودی دگر کس

نبی جز من نبودی جز عمر کس

خداوند جهان از نور جانش

سخنها گفته بی او بر زفانش

چو حق را حلقهٔ در گوش کرد او

بنامش زهر قاتل نوش کرد او

از آن برخویشتن زهر آزمودی

که صد تریاق فاروقیش بودی

چنان شد ظلم در ایام او گم

که اشکی در میان بحر قلزم

جهان از عدل او آسوده گشته

ستم از بیم او نابوده گشته

عجم را تا قیامت درگشاده

هزار و شصت وشش منبر نهاده

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سنی واقعی در ‫۹ سال قبل، پنج شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۱۶:۵۵ نوشته:

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام عرض شد
منتظرتونم مطالب منو بخونید
باتشکر[گل]

 

جعفر در ‫۵ سال قبل، جمعه ۲ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۲۳ نوشته:

ممنونم برای صدت در مطالب تان الله اجرتون بده

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.