خورشید چو از فراز کهسار
بنمود به صد کرشمه رخسار
آن ماه ز مهر دلرباتر
آهسته نواخت حلقه بر در
لبخند زنان بروزگارم
آمد چو سرشگ در کنارم
با خاطر شاد و جان خرم
از خانه برون شدیم با هم
تفریح کنان بدامن کوه
در خرمن سبزه های انبوه
آنجا که رسد زهر کناری
لرزنده صدای جویباری
آنجا که بناز لادن سرخ
بر سبزه کشیده دامن سرخ
لختی به نظاره ایستادم
سرمست به بید تکیه دادم
میکرد صبا به ترکتازی
با هر گل و لاله عشقبازی
هر شاخه گل که قد علم کرد
بازش به اشاره پشت خم کرد
هر ذره ای از دم صبا مست
گل مست و گیاه مست و ما مست
گه حال دل پریش گفتیم
گه قصه عشق خویش گفتیم
وان راز که در حیا نهان بود
از طرز نگاه ما عیان بود
من دل به نگاه دوست بسته
عهد همه غیر او شکسته
تا بوسه زنم بروی ماهش
شرم آمده بودم از نگاهش
هر لحظه که در خیال بگذشت
صد بوسه بلب رسید و برگشت
چندی متحیر ایستادم
سیگار به کنج لب نهادم
از شیفتگی زدم بناچار
لرزنده دو لب، دمی به سیگار
زان سوخته دود دل کشیدم
در حلقه چشم او دمیدم
چون بست بناز دیده گانش
یک بوسه ربودم از دهانش
از غایت شرم بی تحمل
بنشست میان سبزه چون گل
پیدا ز نگاه آن پریچهر
آمیخته ناز و رنجش و مهر
در دیده ز ناز آیتی داشت
زیبائی او حکایتی داشت
میکرد صبا ز روی مستی
بر کاکل او دراز دستی
بر طره او چو باد میخورد
بر چهره من پناه میبرد
چون دید ز تاب عشق مستم
بگرفت ز روی لطف دستم
بوسید مرا ز شادمانی
من زان همه لطف و مهربانی
مدهوش شدم ز تاب رفتم
زان نشئه کمی بخواب رفتن
مستانه در آن چمن غنودم
دیدم چو دو دیده برگشودم
زان بام که مهر را مقر بود
رخساره ماه جلوه گر بود
زان صحنه که عشق بود و حالی
بر جای نماند جز خیالی
مه در دل بحر بیکرانه
چون زورق سیمگون روانه
چرخ و در و دشت و کوه آرام
من شاد ز روز و رنجه از شام
میگفتم و دل بیاد او نیز
میگفت بناله ای دل انگیز:
افسوس که با تو سیر گلگشت
چون خواب و خیال بود و بگذشت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.