کردگارا مشته رندی ده جهان را خوش تراش
تا که از قومی که هم ایشان و هم ما تیشهایم
شعر بردم خواجه را حالی جوابی باز گفت
لفظ و معنی همچنان یعنی که ما همپیشهایم
قصه تا کی گویم از بس خواب خرگوش خسان
راست چون شیران به شب آتش زده در بیشهایم
خاطر از اندیشه عاجز و نقد کیسه این
دیر شد معذور میدار اندر آن اندیشهایم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به سرزنش ممدوح خود میپردازد که وعدههایش را خلاف کرده و به او کمکی نکرده است. او از وفای به وعدهها سخن میگوید و به وضعیت ناگوار خود و بیتوجهی ممدوح اشاره میکند. شاعر همچنین تأکید میکند که از وعدههای بیحاصل خسته شده و نگران آیندهای است که به خواب و خیالات میگذرد. در نهایت، او از ناتوانی و فقر مالی خود نیز صحبت میکند و به ممدوح یادآوری میکند که به خاطر عدم وفا او دچار مشکل شده است.
هوش مصنوعی: ای خداوند، در جهان گویی که زیبایی را به شکل رندی تزئین کردهای تا از قومیتی که هم ما و هم آنها به همدیگر آسیب میزنیم، فاصله بگیریم.
هوش مصنوعی: شعر را به خواجه تقدیم کردم و او پاسخی داد که لحن و مفهوم هر دو مشابه است، یعنی ما در این هنر همراه و همصنف هستیم.
هوش مصنوعی: این شعر به تصویر کشیدن جنگی است که در آن خرگوشها به خواب رفتهاند و شیران در شب با شجاعت و قدرت، آتش میافروزند. به طور کلی، شاعر از بیتحرکی و خوابآلودگی عدهای در برابر خطرات و تحولات سخن میگوید. به نوعی، این شعر نشاندهنده شجاعت و قدرت است و به چالشهایی که در زندگی وجود دارد اشاره میکند.
هوش مصنوعی: ذهن ما از تفکر ناتوان است و پولی که در دست داریم هم کافی نیست؛ بنابراین در این مسئله، ما را بیدلیل سرزنش نکنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.