گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
انوری ابیوردی
 

ای خداوندی که درمعراج قدر و منزلت

تا به جایی همتت برشد که فکرت بر نشد

خاک‌پای تست آنکش کیمیا داند خرد

بر مسی هرگز فکندش آسمان کان زر نشد

نوک کلک تاست آن کش جوهری داند صدف

قطره‌ای هرگز بدو پیوست کو گوهر نشد

بر هوای دولتت مرغ خلافی کی گذشت

کز سموم انتقامت عاقبت بی‌پر نشد

در بهار خدمتت شاخ وفاقی کی شکفت

کز صبای اصطناعت جفت برگ و بر نشد

ماجرایی خرده‌وار اندر میان خواهم نهاد

باورم کن گرچه کس را از من این باور نشد

دسته‌ای ده کاغذم فرموده‌ای زان روزها

در تقاضا گرچه زان پس نوک کلکم تر نشد

خواستم تا قطعه‌ای پردازم امروز اندر آن

زین مطول‌تر ولیکن زین مطول‌تر نشد

زانکه چون اندیشه کردم از بباضش چاره نیست

حالی از بی‌کاغذی دستم به نظمش درنشد

لاغری ناید شگفت از بخت من آن بخت تست

کز دوام آرزو پهلوی او لاغر نشد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.