گنجور

 
انوری ابیوردی
 

تیر ستم فلک خدنگست

شهد شره جهان شرنگست

گردون نخورد غمت که شوخست

گیتی نخرد دمت که شنگست

بر کشتی عمر تکیه کم کن

کاین نیل نشیمن نهنگست

در کوی هنر مباش کان کوی

اقطاع قدیم شالهنگست

منصب مطلب که هرکجا هست

هر خرواری همین دو تنگست

با جهل پناه کاندرین باغ

بر بید همیشه بادرنگست

بر گردن اختیار احرار

اکنون نه ردیست پالهنگست

در پنجهٔ موش خانهٔ من

زینست که ناخن پلنگست

تا چهرهٔ آرزو نبینم

بر آینهٔ امید زنگست

بویی نبرم همی ز شادی

باز این چه گلیم و آن چه رنگست

زیر قدمم همیشه گویی

کز زلزله خاک بی‌درنگست

با من که زمین به آشتی نیست

زینست که آسمان به جنگست

من روبه و پوستین به گازر

وین گرسنه شرزه تیز چنگست

تا تیره شده است آبم از سر

اشکم به خلاف آن چو زنگست

پنهان‌گریم ز مردم چشم

زیرا که جهان نام و ننگست

گویند ز سنگ و هنگ دوری

دانی که نه جای سنگ و هنگست

در حنجرم از خروش مستور

صد نغمهٔ زیر نای و چنگست

ای صدر جهان مپرس کز چرخ

در موزهٔ بخت من چه سنگست

با دست شکسته پای جهدم

در جستن ناگزیر لنگست

دریاب مرا و زود دریاب

کین دست شکسته نیک تنگست

در زین مراد باد رخشت

تا رخش سپهر بسته تنگست

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.