گنجور

 
خواجه عبدالله انصاری
 

نام وی محمد بن حسانست» بوعبداللّه جلا گوید: لقیت ستمائه شیخ ما رایت منهم مثل اربعة: ذوالنون المصری. و اباتراب النخشبی، و اباعبید البسری، و ابوالعباس عطا٭ بوعثمان آدمی٭ گوید:کی چون پیشین روز رمضان درآمدی، بوعبید بسری در خانه شدی، وزن و اهل را گفتی که در خانه برآورید و سوراخ بگذارید، و هر شبی نانی اینجا فرمی اندازید. چون روز عید بود در خانه باز کردندی و در خانه شدندی، هم چنان آن سی نان برجا بودی، و در زاویه نهاده، همه ماه نه نان خورد و آب، بر یک طهارت و بر یک طهارت و بر یک نماز. بوعبید گفت: صدق المحبة بطاعة المحبوب. هم وی گفت: ان اللّه تعالی عبداً ینظرون فی بدایاتهم الی نهایاتهم. گفت: اللّه تعالی را دوستان‌اند، کی در اول آخر این کار بینند و این بوعبید مردی بزرگ است.

شیخ الاسلام گفت قدس اللّه روحه در مقامات خود از کس حکایت نکند مگر بر سر مقامات و بنای آن ازین سه چهار تن: خضر ، و دیگر ذوالنون مصری، و بوعبید بسری و بوبکر کتانی رحمهم اللّه٭