الهی از آرندهٔ غم پشیمانی در دلهای آشنایان و ای افگنده سُوز در دل تایبان ای پذیرندهٔ گناهکاران و معترفان ف کسی باز نیامد تا باز نیاوردی و کسی راه نیافت تا دست نگرفتی، دستگیر که چون تو دستگیر نیست دریاب که جُز تو پناه نیست و پرسش ما را جُز تو جواب نیست و درد ما را جُز تو دوا نیست و از این غم جُز تو ما را راحت نیست.



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این مناجات، گوینده به درگاه خداوند دعا میکند و از او میخواهد که دلهای غمزده را آرامش بخشد. او به عذرخواهی گناهکاران اشاره میکند و از خدا میخواهد که آنها را مورد رحمت قرار دهد. گوینده به تنهایی خداوند به عنوان پناه و یاریدهنده اشاره دارد و بیان میکند که تنها او میتواند دردی را که در دلها وجود دارد درمان کند. در نهایت، او با ابراز نیازمندیها و غمهایش، از خدا میخواهد که او را دریابد و به او یاری رساند.
هوش مصنوعی: خداوندی که غم و پشیمانی را از دل دوستان دور میکنی و آتش اشتیاق را در دل خوبان میاندازی، ای کسی که گناهکاران و کسانی را که اعتراف کردهاند میپذیری؛ هیچکس تا به حال به تو مراجعه نکرده و برنگشته است، و هیچکس به راه درست نرسیده مگر اینکه خودت او را راهنمایی کردهای. یاری دهندهای که مانند تو وجود ندارد، بدان که جز تو پناهی نیست و پاسخ سوالات ما فقط در دست توست. دردهای ما جز برطرفکنندهای چون تو درمان نمیشود و جز تو هیچکس نمیتواند ما را از این غم آسوده کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.