ای دل من صید دام زلف تو
دام دلها گشته نام زلف تو
بند شد در زلف تو دلها تمام
دام و بند آمد تمام زلف تو
داد تشریف غلامی بنده را
زلف تو ای من غلام زلف تو
لایق رخسار گلرنگ تو نیست
جز نقاب مشکفام زلف تو
رم کنند از دام مرغان وی عجب
جان بی آرام رام زلف تو
زلف تو بالای مه دارد مقام
بس بلند آمد مقام زلف تو
صبح اقبال است طالع هر نفس
بنده جامی را ز شام زلف تو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی زلف محبوبش میپردازد و آن را به دام و بندی توصیف میکند که دلها در آن گرفتار شدهاند. او خود را غلام زلف محبوب میداند و میگوید هیچ چیزی به زیبایی آن زلف نمیرسد. زلف محبوب به قدری بلند و باعظمت است که به آسمان نزدیک میشود و برای شاعر، صبحی نو و امیدی تازه به حساب میآید. در نهایت، شاعر با اشاره به نام خود، از تاثیر عمیق زلف محبوب بر زندگیاش سخن میگوید.
هوش مصنوعی: ای دل من، زلف تو مثل یک دام است که دلها را به خود جذب کرده و نام زلف تو در دلها جا افتاده است.
هوش مصنوعی: دلها در زلفهای تو گرفتار شدند و تمام دامها و گیرهای عشق در زلف تو جمع شده است.
هوش مصنوعی: من به خاطر زلف زیبای تو، مقام بندگی را به دوش میکشم و افتخار میکنم که غلام تو هستم.
هوش مصنوعی: چهرهی زیبای تو به قدری دلربا و جذاب است که فقط پوشش و نرمی زلفهای مشکیات میتواند آن را بپوشاند و زینت بخشد.
هوش مصنوعی: مرغان به راحتی از دام میگریزند، ولی عجیب اینجاست که جانم بیقرار است و در بند زلف تو آرام گرفته است.
هوش مصنوعی: زلف تو مانند ابری است که در آسمان بلند و مرتفع قرار دارد. زیبایی و جایگاه آن بسیار والاست.
هوش مصنوعی: صبحی بر فراز آمده که حیات هر لحظه برای بنده، نوشیدن جامی از زیبایی تو را به ارمغان میآورد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.