دلم چون داستان غم فرو ریخت
سرشک از دیده پر نم فرو ریخت
صبا آن زلف پر خم را برافشاند
دل صد بیدل از هر خم فرو ریخت
ز دردم هر که دم زد شرح آن را
سرشک لعل من در دم فرو ریخت
دل چاکم کزو پیکانت افتاد
چو ریشی دان کزو مرهم فرو ریخت
ملایک را چه سود از حسن طاعت
چو فیض عشق بر آدم فرو ریخت
ز محرومان نیابی ذوق آن درد
که بر جان و دل محرم فرو ریخت
اساس عشق محکم باد جامی
اگر بنیاد زهد از هم فرو ریخت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از اندوه و درد عاشقانهاش سخن میگوید که همچون داستانی غمانگیز، دلش را پر از اشک کرده است. او از زلف محبوبش یاد میکند که دلهای عاشقانی را مسحور کرده و دل خود را نیز به گریه انداخته است. درد و عشق او آنقدر عمیق است که حتی ملایک نیز از قدرت عشق و زیبایی طاعت بهرهای نمیبرند. شاعر به این نتیجه میرسد که عشق واقعی تنها با دردی عمیق محقق میشود و اگر زهد از این عشق فاصله بگیرد، پایه و اساسش متزلزل خواهد شد.
هوش مصنوعی: دل من مانند داستانی پر از غم است که از چشمانم اشک چون باران بر زمین میریزد.
هوش مصنوعی: نسیم موهای پیچخوردهی زیبایی را به حرکت درآورد و دلهای عاشقان را از هرخم و پیچ آن در هم ریخت.
هوش مصنوعی: هر کسی که از درد من صحبت کرد، اشکهای گرانبهای من در آن لحظه بریخت.
هوش مصنوعی: دل من زخم خوردهای است که روح تو به آن افتاده و مانند ریشة درختی است که درمانش از بین رفته است.
هوش مصنوعی: فرشتگان چه فایدهای از زیبایی اطاعت دارند وقتی که نعمت عشق بر انسان نازل شده باشد.
هوش مصنوعی: تنها کسانی که از نعمت محبت محرومند، نمیتوانند لذتی را که از آن درد عمیق به جان و دل محرم میرسد، تجربه کنند.
هوش مصنوعی: عشق باید به گونهای باشد که حتی اگر پایههای عبادت و زهد از هم بپاشد، همچنان پابرجا بماند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.