این عشق گردان کو به کو بر سر نهاده طبلهای
که هر کجا مرده بود زنده کنم بیحیلهای
خوان روانم از کرم زنده کنم مرده بدم
کو نرگدایی تا برد از خوان لطفم زلهای
گاهی تو را در بر کنم گاهی ز زهرت پر کنم
آگاه شو آخر ز من ای در کفم چون کیلهای
گر حبهای آید به من صد کان پرزرش کنم
دریای شیرینش کنم هر چند باشد قلهای
از تو عدم وز من کرم وز تو رضا وز من قسم
صد اطلس و اکسون نهم در پیش کرم پیلهای
هر لحظهٔ نومید را خرمن دهم بیکشتنی
هر لحظهٔ درویش را قربت دهم بیچلهای
چشمهٔ شکر جوشان کنم اندر دل تنگ نیی
اندیشههای خوش نهم اندر دماغ و کلهای
میران فرس در دین فقط ور اسب تو گردد سقط
بر جای اسب لاغری هر سو بیابی گلهای
خاموش باش و لا مگو جز آن که حق بخشد مجو
جوشان ز حلوای رضا بر جمره چون پاتیلهای
تبریز شد خلد برین از عکس روی شمس دین
هر نقش در وی حور عین هر جامه از وی حلهای


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعری در این غزل از قدرت عشق سخن میگوید که میتواند مردگان را زنده کند و هر نقصی را به کمال تبدیل کند. او از جوانمردی و کرم خود میگوید و ایماهایی به حال و هوای دوست دارد که در آن عشق و محبت جاری است. شاعر بیان میکند که با وجود نامساعدیها و مشکلات، امید و شادی را در دلها میآفریند و از دستاوردهای عشق سخن به میان میآورد. او همچنین به میهمانی و لطفی که از عشق میگیرد اشاره میکند و در نهایت با حمد و ستایش از شمس تبریزی یاد میکند که منبع این نور و زیبایی است.
هوش مصنوعی: این عشق مانند طبل زنگزنی است که در هر کوچه و بر سر هر خیابانی به صدا در میآید و بیهیچ ترفندی میتواند هر کسی را که مرده به نظر میرسد زنده کند.
هوش مصنوعی: من به برکت نیکخواهیام جان مردهای را که مانند نرگس زیباست، زنده میکنم و او را از سفره محبت و لطف خود بهرهمند میسازم.
هوش مصنوعی: گاهی تو را در آغوش میگیرم و گاهی از درد و زهر عشق تو پر میشوم. ای کسی که در دست من مانند کیلهای (که برای شکستن درختان استفاده میشود) هستی، بهدقت از حال و احساسات من آگاه شو.
هوش مصنوعی: اگر دانهای از محبت به من برسد، آن را به صدها دُر و جواهر تبدیل میکنم و به خاطر دوستیام، مانند دریای شیرین، سرشار از خوشی و شیرینیاش میسازم، هرچند ممکن است آن محبت کوچک و ناچیز باشد.
هوش مصنوعی: از تو چیزی نیست و از من خوبی است، و از تو راضی بودن و از من قسم خوردن، اینقدر در پیش خوبیها، دست من پر از پارچههای ابریشمی و نازک خواهد بود.
هوش مصنوعی: در هر لحظه که بیامیدی وجود دارد، به آن خرمن (محصول) میدهم بدون اینکه کشت و کار کرده باشم. در هر لحظه برای درویش (فقیر) محبت و نزدیکی فراهم میکنم بدون اینکه چیزی از خودم داشته باشم.
هوش مصنوعی: من در دل تنگ خود، چشمهای از شیرینی جاری خواهم کرد و اندیشههای خوش را در ذهن و سرم قرار میدهم.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در دین و ایمان خود پیش بروی، باید با تمام وجود و جدیت عمل کنی؛ و اگر اسب تو بیمار و ضعیف شود، در هر طرف به ولی(گله) و افرادی که در دین قوی هستند، بر میخوری.
هوش مصنوعی: خاموش باش و چیزی نگو جز آنچه که خداوند به تو عطا میکند. از خوشحالی و نعمت رضا مانند مواد غذایی که در دیگ میجوشد، به جوانه زدن و رشد ادامه بده.
هوش مصنوعی: تبریز به بهشت تبدیل شد به خاطر تصویر روی شمسالدین (مولانا)، هر نقشی در آن مانند حوریان بهشتی و هر جامهای که بر تن است، مانند زینت و زیبایی است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.