بس خون که دلم ز اول کار بریخت
تا آخر کار چون گل از خار بریخت
سرسبزی خاک از چه سبب میبایست
چون زرد شد و بزاری زار بریخت
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
بس خون که دلم ز اول کار بریخت
تا آخر کار چون گل از خار بریخت
سرسبزی خاک از چه سبب میبایست
چون زرد شد و بزاری زار بریخت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از رنج و اندوه دل خود سخن میگوید که به مانند گل از خارها آسیب دیده و خون گریسته است. او به سرسبزی خاک اشاره میکند که در نتیجهی این رنجها زرد و پژمرده شده است. غم و درد در زندگی او به حدی رسیده که به نوعی ویرانی و زوال منجر شده است.
هوش مصنوعی: دل من از ابتدا پر از غم و درد بوده و مانند گلی که از خار دور میشود، در طول این مدت زخمها و اشکها زیادی را تجربه کردهام.
هوش مصنوعی: چرا باید خاکی که سبز بود، اکنون زرد و بیحال شود و زیباییاش از بین برود؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بس خون که دلم اول این کار بریخت
تا آخر کار چون گل از بار بریخت
سر سبزی شاخ از چه سبب میبایست
چون زرد شد و بزاری زار بریخت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.