گنجور

 
یغمای جندقی

نخست آغاز هر دفتر ستایش پاک یزدان را

که هیچ و پوچ هستی داد این زن‌قحبه امکان را

همی از فر خایه اسب ارواح مکرم زد

رقم منشور سالاری این زن‌قحبه انسان را

به جای آنکه ستایندش در بازار یکتائی

به انبازیش پر کردند هر زن‌قحبه دکان را

دو خر...تر زاینان به زراقی و شیادی

به صد زن‌قحبگی بستند بر خود شرع و عرفان را

زهی صوفی که نتواند تمیز خلسه از اغما

زهی مفتی که نشناسد ز حیدر بیک قرآن را

به مسجد تاخت این زن‌قحبه و آن زن‌قحبه‌ی دیگر

به کوی دیرو بر کردند فتوی را و فرمان را

گروهی در پی آن رفت و خیلی رخ بدین آمد

مسلم شد ریاست خسروان کفر و ایمان را

جز ارواح مکرم کآمد از زن‌قحبگان خارج

چه شرعی را چه عرفی را چه پیدا را چه پنهان را

زن گیتی بگادند این دو خر ملا و سگ صوفی

خلاف من که گاییدم هم زن این هم زن آن را

پی یغمای دنیی و دین این...خر مردم

همان کردند کآدم از گنه بگذشت شیطان را

من و پاکیزه کیش پاک پیغمبر که با عفوش

نترسم گر کشم بر خر زن گبر و مسلمان را

به اطراف ار رسد سردار طوماری ازین دفتر

سخن سنجان فرو شویند آن زن‌قحبه دیوان را

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
قطران تبریزی

چو بگشاید نگار من دو بادام و دو مرجان را

بدین نازان کند دل را بدان رنجان کند جان را

من و جانان به جان و دل فرو بستیم بازاری

که جانان دل مرا داده است من جان داده جانان را

چو نار کفته دارم دل بنار تفته آگنده

[...]

امیر معزی

چو عاشق شد دل و جانم رخ و زلفین جانان را

دل و جان را خطرنبود دل این را باد و جان آن‌را

من‌ از جانان دل و دین را به حیلت چون نگه دارم

که ایزد بر دل و جانم مسلط‌ کرد جانان را

نگارینی که چون بینی لب و دندان شیرینش

[...]

اثیر اخسیکتی

زهی سر بر خط فرمان تو افلاک و ارکان را

چوچابک دست معماری است لطفت عالم جان را

ز ابر طبع لولوء بخش و باد لطف تو بوده

بروز مفلسی بنشانده ی دریا و عمان را

تو کوه گوهری در ذات و من هرگز ندانستم

[...]

مولانا

رسید آن شه رسید آن شه بیارایید ایوان را

فروبرید ساعدها برای خوب کنعان را

چو آمد جان جان جان نشاید برد نام جان

به پیشش جان چه کار آید مگر از بهر قربان را

بدم بی‌عشق گمراهی درآمد عشق ناگاهی

[...]

امیرخسرو دهلوی

گه از می تلخ می‌کن آن دو لعل شکرافشان را

که تا هر کس به گستاخی نبیند آن گلستان را

کنم دعوی عشق یار و آنگه زو وفا جویم

زهی عشق ار به رشوت دوست خواهم داشتن آن را

بران تا زودتر زان شعله خاکستر شود جانم

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از امیرخسرو دهلوی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه