گنجور

 
یغمای جندقی

نبستم از چمن طرفی به کام دل پریدن‌ها

خوشا در حلقه دامی به ناکامی تپیدن‌ها

رفوی خرقه ناموس عقلم ساخت دیوانه

دریغ ایام شیدایی و پیراهن دریدن‌ها

نخواهم غیر خار از تربتم روید پس از مردن

چو بینم بر زمین از نازش آن دامن کشیدن‌ها

ندانم قصه دل چیست اما اینقدر دانم

که هر جا لب گشودم گوش بستن از شنیدن‌ها

به قدرت تا کجا شد نسبتش کامروز در گلشن

نیاید بر زمین پای صنوبر از چمیدن‌ها

توان دانست باز از دیده بازم پس از کشتن

که دارم حسرتی در دل به غیر از سر بریدن‌ها

به عذری تا به پایش سر توانم سود پیرم کرد

در آغاز جوانی یاد ایام خمیدن‌ها

جوانی زد ره و شادم که این موی سفید آخر

به پیری شد کلاف رسته یوسف خریدن‌ها

ندانم کیست یغما در بیابان جنون روزی

ز ره وامانده‌ای دیدم در آغاز دویدن‌ها

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
محتشم کاشانی

به صد اندیشه افکند امشبم آن تیز دیدن‌ها

در اثنای نگاه تیز تیز آن لب گزیدن‌ها

ز بس برجستنم در رقص دارد چون سپند امشب

به سویم گرم از شست آن ناوک رسیدن‌ها

زبان زینهار افتد ز کار از بس که آید خوش

[...]

صائب تبریزی

مباش ای رهنورد عشق نومید از تپیدن‌ها

که در آخر به جایی می‌رسد از خود رمیدن‌ها

عنان نفس را بگذار چندی تا به راه آید

که از خامی برآرد اسب سرکش را دویدن‌ها

ظهور پختگی با خویش دارد حجت قاطع

[...]

سیدای نسفی

گرفتم گوشه‌ای امروز از درها دویدن‌ها

کمان حلقه شد پشت عصایم از خمیدن‌ها

چو گل از سفره ارباب دولت خون دل خوردم

نصیب من نشد چون غنچه غیر از لب گزیدن‌ها

قناعت پیشگان لب تر نمی‌سازند از دریا

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سیدای نسفی
جویای تبریزی

چسان عنقا کند با هوشم آهنگ پریدن‌ها

که ریزد سستی پرواز او رنگ تپیدن‌ها

به عزم چیدن گل تا خرامت گلشن‌آرا شد

بود از شوق دستت غنچه دلتنگ نچیدن‌ها

نمی‌زیبد تواضع از تو با این قامت رعنا

[...]

بیدل دهلوی

چو اشک، آن کس که می‌چیند گلِ عیش از تپیدن‌ها

بود دلتنگ اگر گوهر شود از آرمیدن‌ها

ز بس عام است در وحشت‌سرای دهر بی‌تابی

دلِ هر ذره دارد در قفس چندین تپیدن‌ها

مجو آوازهٔ شهرت ز آهنگِ سبک‌روحان

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از بیدل دهلوی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه