دردسر می دهدم رنج خمار ای ساقی
پای نه پیش و بزن دست به کار ای ساقی
پی خونم سپه انگیخته گردون به فراز
کردم از ساغر و پیمانه حصار ای ساقی
بزم شد وادی ایمن و گرت آتش طور
باید از باده بر افروز عذار ای ساقی
ماه کنعان می و زندان خم، من چون یعقوب
قاصد مصر تو بوئی به من آر ای ساقی
باده بذر است و تو دهقان و قدح نوشان خاک
تخم جز بر به دل خاک مکار ای ساقی
غم غبار است و دل آئینه و صیقل صهبا
خیز و بزدایم ازآئینه غبار ای ساقی
می خدنگ است و صراحی است کمان بستان دشت
تو شکارافکن و یغماست شکار ای ساقی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ساقی میخواهد تا با زیبایی و شوق خود را معرفی کند و به بزم بادهنوشی بپیوندد. او احساس عمیق رنج و درد را بیان میکند و ساقی را به کار وا میدارد تا باده را به او بنوشاند. شاعر از تضاد بین غم و شادی سخن میگوید و میخواهد که با نوشیدن باده، غبار غم را از دل خود بزداید. در نهایت، شاعر میخواهد که ساقی به او کمک کند تا از دلمشغولیها رهایی یافته و به حالتی شاداب و سرزنده برسد.
هوش مصنوعی: ای ساقی، برایم دردسر و رنجی به همراه میآوردی که همانا نشانه خمار و بیحالی من است. حالا وقت آن است که اقدام کنی و دست به کار شوی.
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر خون من به جنگ آماده شده است. من از ساغر و پیمانه، حصاری را به دور خود ایجاد کردهام، ای ساقی.
هوش مصنوعی: در میهمانی که دنیای امن و آرامش است، اگر میخواهی آتش عشق را شعلهور کنی، با نوشیدنیات بر چهرهام نور و زیبایی بده، ای ساقی.
هوش مصنوعی: ماه درخشان چهرهات مانند کنعان است و میخانه در حالت زندانی و خمیدهاش تشبیه شده است. من مانند یعقوب که در جستجوی خبر از فرزندش در مصر بود، در انتظار بوی تو هستم. ای ساقی، بوی عطرت را به من برسان!
هوش مصنوعی: نوشیدنی مانند دانهای است و تو کشاورز آن، پس زمانی که مینوشی از خاک دلی کشت نکن و دست از فریب و نیرنگ بردار ای ساقی.
هوش مصنوعی: غم مثل غباری است که بر روی دل نشسته و دل، همچون آئینهای است که باید تمیز شود. ای ساقی، برخیز و غبار را از آئینه پاک کن تا درخشش آن دوباره نمایان شود.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییهای دلپذیر و جذاب طبیعت و لذتهای زندگی میپردازد. در آن به ستارههای براق و دلربا اشاره شده که میتواند دل را به شوق آورد. همچنین دعوت به لذت بردن از می، شوخی و شادی و جشن و انس را مینماید. شاعر با استفاده از تصاویر زنده و نمادین، حس زندگی و نشاط را به تصویر کشیده و به مخاطب میگوید که از زیباییها و لحظات خوش زندگی بهرهبرداری کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا توانی مده از کف به بهار ای ساقی
لب جوی و لب جام و لب یار ای ساقی!
نوبهارست و گل و سبزه و ما عمر عزیز
میگذاریم به غفلت مگذار ای ساقی!
موسم گل نبود توبه عشاق درست
[...]
دردسر می دهدم رنج خمار ای ساقی
به سر پیر مغان باده بیار ای ساقی
می مباح است به فردای قیامت گویند
شب غم نیست کم از روز شمار ای ساقی
ته پیمانه مستان به من افشان که سحاب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.