هر کرا باشد گذر بر کلبه احزان ما
نشکند جز قرص مه نانی دگر از خوان ما
تا به کی بر نغمه ناساز ما گوشی نهی
کی به جز صوت فراق آید دگر زافغان ما؟!
از پر عنقا طلب کن مدعای خویشتن
گر غباری آرزو داری تو از دامان ما
دامن ما چون گهر نذر گریبان بود و بس
رفت چون اوراق گل جمعیت سامان ما
عاشقان را خاکساری کسوت رنگ و وفاست
جز لباس عشق نبود بر تن عریان ما
از شکست اعتبارات جهان غافل مباش
در نظر آیینه باشد صورت امکان ما
خشت زیر بقعه ما باشد از خاک عدم
وهمآبادی ندارد خانه ویران ما
صفحه جزو دل ما را که بیشیرازه است
لطف باشد بگذری گر از سر نسیان ما
مد احسان است ابروی خم پیوست او
تحفه باشد پیش شمشیر وی اکنون جان ما
طغرل از دامان او تا دست ما کوتاه شد
اشک حسرت میچکد هر لحظه از مژگان ما
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساس درد و ناامیدی اشاره میکند و نشان میدهد که زندگی او پر از غم و فراق است. او به معشوق خود میگوید که اگر کسی بخواهد به زندگی او سرکشی کند، فقط با نان و آسایش او را ترک خواهد کرد. او به عدم امید به تغییر و آیندهای بهتر اشاره میکند و میگوید که عشق و وفا لباس اوست. در این میان، شاعر به زشتیهای دنیا و ویرانیهای زندگیاش اشاره میکند و از حسی عمیق از حسرت و فقدان صحبت میکند. او همچنین اشاره میکند که هر چیزی که برای او ارزش داشته، اکنون دور از دسترس است و این درد او را عمیقتر میکند.
هوش مصنوعی: هر کسی که از کنار کلبه غمهای ما بگذرد، جز لقمهای از نان مهتابی دیگر از سفره ما نخواهد شکست.
هوش مصنوعی: چقدر باید به آهنگ ناهماهنگ ما بیتوجهی کنی؟ آیا غیر از صدای جدایی، صدای دیگری از درد ما به گوش میرسد؟
هوش مصنوعی: اگر به دنبال حقیقت و آرزوی خود هستی، باید آن را از پرندهای افسانهای به نام عنقا طلب کنی. اگر خواهان چیزی هستی، باید از دریای گسترده و پاک ما آغاز کنی.
هوش مصنوعی: دامن ما مانند گوهری است که فقط به خاطر خودمان و برای خودمان ارزش دارد. این گوهر از دست رفت و حالا فقط یادگارهایی از دوران خوش ما مانند برگهای گل در دست داریم.
هوش مصنوعی: عاشقان فقط با humility و خدمتگزاری به عشق شناخته میشوند، و هیچ چیز دیگری جز عشق نمیتواند بر تن ما که عریان هستیم، پوشش دهد.
هوش مصنوعی: از این نکته غافل نشو که شکست و عدم اعتبار دنیا را نباید نادیده گرفت؛ زیرا در آینه، تصویر وجود ما به خوبی نمایان است.
هوش مصنوعی: خانه ما که در ویرانی به سر میبرد، بنیادی از خاکی نامرئی دارد و هیچ نشانهای از آبادانی در آن نیست.
هوش مصنوعی: اگر روزی از روی فراموشی بر دل بینظم ما گذری، امیدواریم که با لطف و مهربانی نگاه کنی.
هوش مصنوعی: ابروی خمیده او مانند نشانهای از لطف و مهربانی است و میتوان گفت که این زیبایی، هدیهای است که در مقابل شمشیر او قرار دارد. اکنون جان ما وابسته به این زیبایی است.
هوش مصنوعی: طغرل از دامن او تا به ما رسیدن فاصلهای ایجاد شده است و هر لحظه از چشمان ما اشکهای حسرت فرو میریزد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از پی شمس حق و دین دیده گریان ما
از پی آن آفتابست اشک چون باران ما
کشتی آن نوح کی بینیم هنگام وصال
چونک هستیها نماند از پی طوفان ما
جسم ما پنهان شود در بحر باد اوصاف خویش
[...]
گنج عشق تو نهان شد در دل ویران ما
می زند زان شعله دایم آتشی در جان ما
ای طبیب از ما گذر، درمان درد ما مجوی
تا کند جانان ما از لطف خود درمان ما
یوسف عهد خودی تو، ای صنم با این جمال
[...]
بیگل رویت ندارد، رونقی بستان ما
بی حضورت، هیچ نوری نیست، در ایوان ما
گر بسامان سر کویش رسی ای باد صبح
عرضه داری شرح حال بی سرو سامان ما
در دل ما، خار غم بشکست و در دل غم، بماند
[...]
عاقبت رحمی کند بر درد ما، درمان ما
بندگان خویش را یاد آورد سلطان ما
گر نخواهد بود وصل یار ما اندر بهشت
لاجرم باغ جنان خواهد شدن زندان ما
تو ز وصل خویشتن هرگز نیفتادی جدا
[...]
دردمندم از لب لعلت بده درمان ما
کز رخ چون خورفکندی آتشی در جان ما
در دلم دردیست درمانش نمی دانم ز وصل
خود نمی آید به سر این درد بی درمان ما
خلق گویندم تو را بودی سر و سامان چه شد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.