گنجور

 
طغرل احراری

ندانم نشئه از پیمانه چشم که در جامم

زند بر هم دم صبح نشاطم ظلمت شامم!

به دیوان خیالم نیست غیر از ابجد عشقش

ز نقش این نگین باشد بلندآوازه نامم

گل طبعم شکفته از نسیم نکته‌سنجی‌ها

سراپا دم زند از پخته مغزی میوه خامم

تپیدم ناله کردم سوختم با خویش پیچیدم

به موج بی‌قراری ناخدا گردید آرامم

حصول مدعا در چهره دهرست ناپیدا

به جای شهد شد حنظل نصیب از دور ایامم!

می شادی به هرکس قسمت از روز ازل باشد

نشد از ساقی دور فلک یک جرعه در کامم

کجا آید مرا طغرل به خاطر جنت و حورش

که همچون هاله امشب من هم‌آغوش مه تامم؟!

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
صائب تبریزی

دل آسوده ای داری مپرس از صبر و آرامم

نگین را در فلاخن می نهد بیتابی نامم

ز بس زهر شکایت خوردم و بر لب نیاوردم

به سبزی می زند تیغ زبان چون پسته در کامم

اگر از شکوه دوران خموشم، نیست خرسندی

[...]

فیاض لاهیجی

هزاران منزلم طی گشت و من در اولین گامم

بود پیدا از آغازم که پیدا نیست انجامم

مرا به پاره کردن جامه عرت به بد نامی

که تنگ آمد لباس نیکنامی‌ها به اندامم

ستم باشد به زهر آغشتن لب در عتاب من

[...]

جویای تبریزی

زحال من چسان آگاه گردد شوخ خودکامم

که قاصد را بلب ماند نی شد ناله پیغامم

چنان سیل سرشکم کرده طوفان در شب هجران

که موج اشک شد انگشت حیرت بر لب بامم

بحسرت بگذرانم بسکه دور از شکرین لعلی

[...]

بیدل دهلوی

به این طاقت نمی‌دانم چه خواهد بود انجامم

نگین بی‌نقش می‌گردد اگرکس می‌برد نامم

به رنگ نقش پا دارم بنای عجز تعمیری

به پستی می‌توان زد لاف معراج از لب بامم

هزاران موج ساحل گشت چندین قطره گوهر شد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از بیدل دهلوی
نشاط اصفهانی

بدام اندیشه از گلشن بگلشن بیم از دامم

نه در گلشن قرارم بود و نه در دام آرامم

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه