گنجور

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷۲

 

جاء الربیع و البطر زال الشتاء و الخطر

من فضل رب عنده کل الخطایا تغتفر

آمد ترش رویی دگر یا زمهریرست او مگر

برریز جامی بر سرش ای ساقی همچون شکر

اوحی الیکم ربکم انا غفرنا ذنبکم

[...]

۳۳ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » بیست و ششم

 

ای جان مرا از غم و اندیشه خریده

جان را بستم در گل و گلزار کشیده

دیده که جهان از نظرش دور فتاده‌ست

نادیده بیاورده دگرباره، بدیده

جان را سبکی داده و ببریده ز اشغال

[...]

۳۳ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سی‌پنجم

 

زهی دریا زهی بحر حیاتی

زهی حسن و جمال و فر ذاتی

ز تو جانم براتی خواست از رنج

یکی شمعی فرستادش، براتی

ز تندی عشق او آهن چو مومست

[...]

۳۳ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲۴ - در معنی آنک مرج البحرین یلتقیان بینهما برزخ لا یبغیان

 

اهل نار و خلد را بین هم دکان

در میانشان برزخ لایبغیان

اهل نار و اهل نور آمیخته

در میانشان کوه قاف انگیخته

همچو در کان خاک و زر کرد اختلاط

[...]

۳۳ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۵۷ - قصهٔ مری کردن رومیان و چینیان در علم نقاشی و صورت‌گری

 

چینیان گفتند ما نقاش‌تر

رومیان گفتند ما را کر و فر

گفت سلطان امتحان خواهم درین

کز شماها کیست در دعوی گزین

اهل چین و روم چون حاضر شدند

[...]

۳۳ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۵۷ - حمله بردن سگ بر کور گدا

 

یک سگی در کوی بر کور گدا

حمله می‌آورد چون شیر وغا

سگ کند آهنگ درویشان بخشم

در کشد مه خاک درویشان بچشم

کور عاجز شد ز بانگ و بیم سگ

[...]

۳۳ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۳ - بقیهٔ قصهٔ متعرضان پیل‌بچگان

 

هر دهان را پیل بویی می‌کند

گرد معدهٔ هر بشر بر می‌تند

تا کجا یابد کباب پور خویش

تا نماید انتقام و زور خویش

گوشت‌های بندگان حق خوری

[...]

۳۳ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۴۸ - قصهٔ فریاد رسیدن رسول علیه السلام کاروان عرب را کی از تشنگی و بی‌آبی در مانده بودند و دل بر مرگ نهاده شتران و خلق زبان برون انداخته

 

اندر آن وادی گروهی از عرب

خشک شد از قحط بارانشان قرب

در میان آن بیابان مانده

کاروانی مرگ خود بر خوانده

ناگهانی آن مغیث هر دو کون

[...]

۳۳ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۹۳ - عشق جالینوس برین حیات دنیا بود کی هنر او همینجا بکار می‌آید هنری نورزیده است کی در آن بازار بکار آید آنجا خود را به عوام یکسان می‌بیند

 

آنچنانک گفت جالینوس راد

از هوای این جهان و از مراد

راضیم کز من بماند نیم جان

که ز کون استری بینم جهان

گربه می‌بیند بگرد خود قطار

[...]

۳۳ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۲۰ - آگاه شدن پیغامبر علیه السلام از طعن ایشان بر شماتت او

 

گرچه نشنید آن موکل آن سخن

رفت در گوشی که آن بد من لدن

بوی پیراهان یوسف را ندید

آنک حافظ بود و یعقوبش کشید

آن شیاطین بر عنان آسمان

[...]

۳۳ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۴ - رد کردن معشوقه عذر عاشق را و تلبیس او را در روی او مالیدن

 

در جوابش بر گشاد آن یار لب

کز سوی ما روز سوی تست شب

حیله‌های تیره اندر داوری

پیش بینایان چرا می‌آوری

هر چه در دل داری از مکر و رموز

[...]

۳۳ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۳ - در سبب ورود این حدیث مصطفی صلوات الله علیه که الکافر یأکل فی سبعة امعاء و المؤمن یأکل فی معا واحد

 

کافِران مهمان پیغمبر شدند

وقتِ شام، ایشان به مسجد آمدند

که آمدیم ای شاه ما اینجا قُنُق

ای تو مهمان‌دار سکان افق

بی‌نواییم و رسیده ما ز دور

[...]

۳۳ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۷۰ - جواب آمدن کی آنک نظر او بر اسباب و مرض و زخم تیغ نیاید بر کار تو عزرائیل هم نیاید کی تو هم سببی اگر چه مخفی‌تری از آن سببها و بود کی بر آن رنجور مخفی نباشد کی و هو اقرب الیه منکم و لکن لا تبصرون

 

گفت یزدان آنک باشد اصل دان

پس ترا کی بیند او اندر میان

گرچه خویش از عامه پنهان کرده‌ای

پیش روشن‌دیدگان هم پرده‌ای

وانک ایشان را شکر باشد اجل

[...]

۳۳ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۷۷ - تفسیر گفتن ساحران فرعون را در وقت سیاست با او کی لا ضیر انا الی ربنا منقلبون

 

نعرهٔ لا ضیر بشنید آسمان

چرخ گویی شد پی آن صولجان

ضربت فرعون ما را نیست ضیر

لطف حق غالب بود بر قهر غیر

گر بدانی سر ما را ای مضل

[...]

۳۳ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۴۶ - لیس للماضین هم الموت انما لهم حسره الموت

 

راست گفتست آن سپهدار بشر

که هر آنک کرد از دنیا گذر

نیستش درد و دریغ و غبن موت

بلک هستش صد دریغ از بهر فوت

که چرا قبله نکردم مرگ را

[...]

۳۳ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۸۵ - حکایت تعلق موش با چغز و بستن پای هر دو به رشته‌ای دراز و بر کشیدن زاغ موش را و معلق شدن چغز و نالیدن و پشیمانی او از تعلق با غیر جنس و با جنس خود ناساختن

 

از قضا موشی و چغزی با وفا

بر لب جو گشته بودند آشنا

هر دو تن مربوط میقاتی شدند

هر صباحی گوشه‌ای می‌آمدند

نرد دل با هم‌دگر می‌باختند

[...]

۳۳ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۹۱ - رجوع کردن به قصهٔ طلب کردن آن موش آن چغز را لب‌لب جو و کشیدن سر رشته تا چغز را در آب خبر شود از طلب او

 

آن سرشتهٔ عشق رشته می‌کشد

بر امید وصل چغز با رشد

می‌تند بر رشتهٔ دل دم به دم

که سر رشته به دست آورده‌ام

هم‌چو تاری شد دل و جان در شهود

[...]

۳۳ بیت
مولانا