گنجور

 
۱
۲
 

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۱۷

 

چرا ز روی لطافت بدین غریب نسازی

که بس غریب نباشد ز تو غریب‌نوازی

ز بهر یک سخنِ تو دو گوش ما سوی آن لب

ستیزه بر دل ما و دو چشم تو سوی بازی

چه آفتی تو که شب‌ها میان دیده چو خوابی

[...]

۱۲ بیت
سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۹۵

 

چون بلبل داریم برای بازی

چون گل که ببوییم برون اندازی

شمعم که چو برفروزیم بگدازی

چنگم که ز بهر زدنم می‌سازی

۲ بیت
سنایی
 

سنایی » طریق التحقیق » بخش ۳۶ - انما اموالکم واولادکم فتنه

 

گر شریعت شعار خودسازی

روز محشر کنی سرافرازی

۱ بیت
سنایی
 
 
۱
۲
 
تعداد کل نتایج: ۳۰