گفت مردی ز ابلهی رازی
با یکی بدفعال غمّازی
مرد غمّاز پیش هر اوباش
راز آن مرد کرد یکسر فاش
طیره گشت ابله از چنان غمّاز
گفت با مرد کای بدِ بدساز
رازِ من فاش کردی ای نادان
همچو پرخاش پتک بر سندان
دل من کرد قصد پاداشن
افگنم در سرای تو شیون
نوحه دانم یکی به شست درم
وآنِ هفتاد نیز دانم هم
ضایع این رنج را بنگذارم
حق سعیت بوجه بگزارم
بیسبب مر مرا بیازردی
آنچه ناکردنی بُوَد کردی
به مکافات آن شوم مشغول
تا که از سر برون کنی تو فضول
رفت ناگه برو و زخمی زد
مرد غمّاز گشت کارش بد
مرد غمّاز کشته شد ناگاه
کار ابله ز خشم گشت تباه
پادشه مر ورا سبک بگرفت
عوض وی بکشت اینت شگفت
بیسبب خیره کشته گشت دو مرد
زانکه ناکردنی به جهل بکرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این داستان، مردی احمق به دلیل ابلهیاش راز خود را به یک مرد بدفعال (غماز) میگوید. این غماز راز او را به دیگران فاش میکند و مرد ابله از این کار خشمگین میشود. او تهدید میکند که برای غماز عواقبی خواهد داشت. ناگهان در نتیجهی این تنش، مرد غماز کشته میشود و در نهایت هر دو مرد به دلیل جهل و نادانی در دامهای ناشی از رفتارهایشان گرفتار میشوند. این داستان به پیامدهای بد رفتار نادرست و فاش کردن اسرار اشاره دارد.
هوش مصنوعی: مردی به خاطر نادانیاش رازی را با کسی که بدخواه و حسود است، در میان گذاشت.
هوش مصنوعی: مردی که عیبجو و حسود است، تمام رازهای آن فرد را بهطور کامل نزد هر بیهویتی افشا کرد.
هوش مصنوعی: آدم ساده و نادانی به خاطر کسی که به او عیبجویی کرده، ناراحت و خشمگین شد و به مردی گفت: «تو که بدترین انسانها هستی!»
هوش مصنوعی: ای نادان، تو راز من را فاش کردی، همچون صدای پرخاش که از برخورد پتک به سندان به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: دل من میخواهد برایت شکوایهای کنم و در خانهات فریاد بزنم.
هوش مصنوعی: من میدانم که غمی دارم و آن غم چنان است که به اندازه هفتاد غم میباشد.
هوش مصنوعی: من این زحمت را بیثمر نخواهم گذاشت و حق تلاش خود را به جا خواهم آورد.
هوش مصنوعی: بدون هیچ دلیلی مرا آزردی و کاری را که نباید انجام میدادی، انجام دادی.
هوش مصنوعی: من تا زمانی که تو مداخلهگریهایت را کنار نگذاری، مشغول عواقب کارهایم خواهم بود.
هوش مصنوعی: ناگهان کسی رفت و زخم عمیقی به مردی وارد کرد که او را در غم و اندوه فرو برد، و زندگیاش به شدت تحت تأثیر منفی قرار گرفت.
هوش مصنوعی: مردی که به غیبت مردم میپرداخت، ناگهان کشته شد و کار فرد احمق به خاطر خشمش خراب شد.
هوش مصنوعی: پادشاه خشمگین شد و او را به خفت و خواری گرفت، و به جای جبران خطایش، او را کشت که این امر بسیار عجیب و شگفتانگیز است.
هوش مصنوعی: دو مرد بدون دلیل کشته شدند، زیرا به خاطر نادانی کاری انجام دادند که نباید انجام میدادند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.