نگه در دیده مانند گلی در دام خس دارم
نفس در سینه همچون عندلیبی در قفس دارم
سرشکم برده هر جا پاره دل لاله می کارد
ندارم لاله زار گریه دشت پر جرس دارم
به کس هرگز نیفتاده است کارم عشق را نازم
به فریادم چه حاجت داور فریاد رس دارم
چرا بی برگ ماند گلشن سودا اسیر از من
که همچون سنگ طفلان میوههای پیشرس دارم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر احساساتی عمیق و درونی را بیان میکند. او به عشق و درد ناشی از آن اشاره دارد و میگوید که دلش مانند گلی در دامان خسی گرفتار است. نفسش را همچون پرندهای در قفس توصیف میکند و نشاندهنده حس حبس و ناراحتی است. او از عدم وجود باغی برای رها کردن غم و اندوهش صحبت میکند و به این نکته اشاره دارد که عشقش او را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. همچنین، شاعر به نوعی ناامیدی و پرسش از سرنوشت خود اشاره میکند و از بیبرگی وضعیت عاطفیاش شکایت دارد. در نهایت، او احساس میکند که بار سنگینی بر دوش دارد و نمیتواند از شادی و زیباییهای عشق بهرهمند شود.
هوش مصنوعی: چشمم مانند گلی در چمنزار زیباست و در دل و جانم حسی شبیه به پرندهای در قفس دارم.
هوش مصنوعی: هر جا که دل شکستهام را میگذارم، گلهای پرپر لاله میرویند. من دیگر لالهزاری برای گریه ندارم، زیرا دشت من پر از صدا و نغمه است.
هوش مصنوعی: هرگز کسی به مشکلات و دردسرهای من نخورده و آنها را درک نکرده است. من تنها به عشق خود مینازم و نیازی به کسی ندارم که مشکلاتم را حل کند.
هوش مصنوعی: چرا باغی که پر از عشق و شوق است، بیبرگ مانده؟ من مانند سنگی هستم که میوههای زودرس را در دستان کودکانهام دارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نگارا با رخ خوبت نه من تنها هوس دارم
برای شکری چون تو چو خود چندین مگس دارم
سعادت درد عشق تو بصاحب دولتان بخشد
مرا آن بخت خود نبود ولیکن این هوس دارم
بهای گوهر وصلت نباشد پادشاهانرا
[...]
چمن پیرای صبحم کیمیای خاروخس دارم
به هر شاخی ترنج آفتابی پیش رس دارم
نه ذوق نالهام بیتاب دارد نه غم محمل
هوای پایبوس ناله فرمای جرس دارم
پر پروانهام در حسرت پرواز گم بادا
[...]
به جامم بادهٔ ناب است و خون دل هوس دارم
نمیخواهم گل از کس، تا به داغی دسترس دارم
درای محمل نازم، به حسن صوت مشهورم
ز شوق نالهای، صد کاروان از پیش و پس دارم
گلستان ترا ای باغبان غارت نخواهم کرد
[...]
ملامت چون کنم اهل هوس را، کز گل رویت
چو می بینم، هوس در دل زیاد از بوالهوس دارم
خدا داند که بعد از پختگی دستم رسد یا نه
به باغ وصل، رو بر میوه های نیمرس دارم
من آن باغ خزان فرسوده ام در کشور هستی
[...]
چو صبح از آفتابی طلعتی یک دم هوس دارم
برآید کام من شاید بکوشم تا نفس دارم
تمنّای گلستانم نگیرد دامن رغبت
که من شاخ گلی با خود ز هر چوب قفس دارم
ز شاخ همّتم با دست کوته میل گلچینی است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.