گنجور

 
فصیحی هروی

چمن پیرای صبحم کیمیای خاروخس دارم

به هر شاخی ترنج آفتابی پیش رس دارم

نه ذوق ناله‌ام بی‌تاب دارد نه غم محمل

هوای پای‌بوس ناله فرمای جرس دارم

پر پروانه‌ام در حسرت پرواز گم بادا

اگر امید دودی از چراغ هیچ کس دارم

همه شب ناله می‌دزدم ز لب وز بیم می‌لرزم

بدین بی دست و پایی راه بر بام عسس دارم

گلستان برنتابد زحمت هر هرزه پروازی

از آن در هر بن مژگان نگاهی در قفس دارم

منم پروانه کز بال هما کردند محروم

کنون دست طلب در دامن بال مگس دارم

فصیحی گر نفس ره گم کند در کلبه داغی

چراغ آفتابی در سر راه نفس دارم

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سیف فرغانی

نگارا با رخ خوبت نه من تنها هوس دارم

برای شکری چون تو چو خود چندین مگس دارم

سعادت درد عشق تو بصاحب دولتان بخشد

مرا آن بخت خود نبود ولیکن این هوس دارم

بهای گوهر وصلت نباشد پادشاهانرا

[...]

فصیحی هروی

چمن پیرای صبحم کیمیای خار و خس دارم

به هر شاخ ترنجی آفتابی پیش‌رس دارم

پر پروانه‌ام در حسرت پرواز گم بادا

اگر امید دودی از چراغ هیچ کس دارم

سلیم تهرانی

به جامم بادهٔ ناب است و خون دل هوس دارم

نمی‌خواهم گل از کس، تا به داغی دسترس دارم

درای محمل نازم، به حسن صوت مشهورم

ز شوق ناله‌ای، صد کاروان از پیش و پس دارم

گلستان ترا ای باغبان غارت نخواهم کرد

[...]

طغرای مشهدی

ملامت چون کنم اهل هوس را، کز گل رویت

چو می بینم، هوس در دل زیاد از بوالهوس دارم

خدا داند که بعد از پختگی دستم رسد یا نه

به باغ وصل، رو بر میوه های نیمرس دارم

من آن باغ خزان فرسوده ام در کشور هستی

[...]

فیاض لاهیجی

چو صبح از آفتابی طلعتی یک دم هوس دارم

برآید کام من شاید بکوشم تا نفس دارم

تمنّای گلستانم نگیرد دامن رغبت

که من شاخ گلی با خود ز هر چوب قفس دارم

ز شاخ همّتم با دست کوته میل گلچینی است

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه