چمن پیرای صبحم کیمیای خاروخس دارم
به هر شاخی ترنج آفتابی پیش رس دارم
نه ذوق نالهام بیتاب دارد نه غم محمل
هوای پایبوس ناله فرمای جرس دارم
پر پروانهام در حسرت پرواز گم بادا
اگر امید دودی از چراغ هیچ کس دارم
همه شب ناله میدزدم ز لب وز بیم میلرزم
بدین بی دست و پایی راه بر بام عسس دارم
گلستان برنتابد زحمت هر هرزه پروازی
از آن در هر بن مژگان نگاهی در قفس دارم
منم پروانه کز بال هما کردند محروم
کنون دست طلب در دامن بال مگس دارم
فصیحی گر نفس ره گم کند در کلبه داغی
چراغ آفتابی در سر راه نفس دارم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر توصیفی از احساسات عمیق و آرزوهای عاشقانه یک پروانه است. شاعر به زیبایی حسرت و longing را بیان میکند، بهویژه در رابطه با عشق و آزادی. او از چمن صبح و زیباییهایی که در طبیعت وجود دارد سخن میگوید، اما همچنین به دردی که به دلیل ناتوانیاش در پرواز و آزادی احساس میکند اشاره دارد. شاعر در عین حال امید را در سایه دود چراغی که دارد حفظ میکند و بیانگر این است که حتی در شرایط سخت نیز به دنبال نور و عشق است. در نهایت، او تأکید میکند که با وجود تمامی مشکلات، هنوز هم چراغی برای امید در راه دارد.
هوش مصنوعی: صبحگاهی، چمنزاری زیبا دارم که عطر و صفای آن مانند کیمیای ارزشمندی است. بر هر شاخهای میوههای آفتابی و تازهای دارم که به زودی میرسند.
هوش مصنوعی: نه شوقی برای نالهکردن دارم و نه غم و اندوهی که مرا به سواری بکشد؛ فقط نالهای دارم که مانند زنگ شتر درخشان و دلنشین است.
هوش مصنوعی: من مانند پروانهای هستم که در آرزوی پرواز گم شدهام. اگر حتی اندکی امیدی از چراغ دیگران داشته باشم، امیدوارم که آن هم بر باد رود.
هوش مصنوعی: همیشه در شب از درد و غم ناله میزنم و از ترس میلرزم. در حالی که بیدست و پا هستم، در فکر این هستم که چگونه بر بام نگهبانان بروم.
هوش مصنوعی: گلستان نمیتواند تحمل کند زحمت و دردسرهای هر پرندهای که بیهدف پرواز میکند؛ من نگاهی در قفس دارم که در هر پلک زدن که به آن میاندازم، احساس خاصی دارم.
هوش مصنوعی: من مانند پروانهای هستم که از پرواز با پرندهای بزرگ محروم شدهام، حالا دست خود را برای درخواست کمک به دامن مگسی دراز کردهام.
هوش مصنوعی: اگر زبان فصیح و گویا، گمراه شود، در دنیای درهم و برهم، من چراغ روشنی در مسیر ذهنم دارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نگارا با رخ خوبت نه من تنها هوس دارم
برای شکری چون تو چو خود چندین مگس دارم
سعادت درد عشق تو بصاحب دولتان بخشد
مرا آن بخت خود نبود ولیکن این هوس دارم
بهای گوهر وصلت نباشد پادشاهانرا
[...]
چمن پیرای صبحم کیمیای خار و خس دارم
به هر شاخ ترنجی آفتابی پیشرس دارم
پر پروانهام در حسرت پرواز گم بادا
اگر امید دودی از چراغ هیچ کس دارم
به جامم بادهٔ ناب است و خون دل هوس دارم
نمیخواهم گل از کس، تا به داغی دسترس دارم
درای محمل نازم، به حسن صوت مشهورم
ز شوق نالهای، صد کاروان از پیش و پس دارم
گلستان ترا ای باغبان غارت نخواهم کرد
[...]
ملامت چون کنم اهل هوس را، کز گل رویت
چو می بینم، هوس در دل زیاد از بوالهوس دارم
خدا داند که بعد از پختگی دستم رسد یا نه
به باغ وصل، رو بر میوه های نیمرس دارم
من آن باغ خزان فرسوده ام در کشور هستی
[...]
چو صبح از آفتابی طلعتی یک دم هوس دارم
برآید کام من شاید بکوشم تا نفس دارم
تمنّای گلستانم نگیرد دامن رغبت
که من شاخ گلی با خود ز هر چوب قفس دارم
ز شاخ همّتم با دست کوته میل گلچینی است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.